ايشان مىگماشتم .
بديهى است كه انتصاب جوانى 21 ساله به فرماندارى مكّه ، موجب رنجش خاطر و آزردگى بزرگان مكّه مىشد . پيامبر خدا ، براى پيشگيرى از اعتراض آنان ، در پايانِ نامه مفصّلى خطاب به مردم مكّه نوشت :
كسى در نافرمانى از او به كمى سنّش استدلال نكند ؛ زيرا مسنتر ، شايستهتر نيست ، بلكه شايستهتر ، بزرگتر است .
عَتّاب بن اسيد ، تا آخر عمر پيامبر اسلام ، فرماندار مكّه بود و در طول دوران مأموريت ، به خوبى از عهده اين مسئوليت بزرگ برآمد .
3 / 3 3 جوانى هجده ساله ، فرمانده نبرد با روميان
پيامبر خدا ، در روزهاى آخر زندگى خود ، مسلمانان را براى جنگ با كشور نيرومند روم ، بسيج كرد . تمام افسران ارشد ، فرماندهان سپاه اسلام ، و بزرگان مهاجران و انصار ، در اين لشكر عظيم ، گِرد آمده بودند . براى فرماندهى چنين سپاهى ، بىترديد ، بايد لايقترين افسران انتخاب مىشد . پيامبر اسلام ، اسامة بن زيد را كه جوانى هجده ساله بود ، طلبيد و فرماندهى لشكر را به او واگذار كرد . اين اقدام پيامبر صلى الله عليه و آله ، براى بسيارى از اصحاب بزرگ او ، خصوصاً در شرايط سياسى آن روزها ، قابل قبول نبود و لذا زبان به اعتراض گشودند كه : اين جوان را بر مهاجران سابقه دار مىگمارد !
پيامبر خدا ، در حالى كه از اين سخن به خشم آمده بود ، بَر فراز منبر قرار گرفت و بعد از حمد و ثناى الهى فرمود :
همانا مردم به فرماندهى اسامه ، زخمِ زبان زدند . آنان ، پيش از اين نيز نسبت به فرماندهى پدر اسامه ، چنين كرده بودند ، در حالى كه آن دو ، شايسته