تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت نامه جوان ( فارسى ) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧

مىفرمود : « از چشمم افتاد » . گفته شد : چرا اى پيامبر خدا ؟ فرمود : « زيرا مؤمن ، وقتى كارى ندارد ، با دينش زندگى مىكند » . 349 . امام على عليه السلام : بيكارى ، مايه نادانى است . 350 . امام صادق عليه السلام : در مدينه ، مردى بيكار بود كه مردم را مىخندانْد . آن مرد گفت : اين مرد ( امام سجّاد عليه السلام ) مرا ناتوان كرد در اينكه او را بخندانم . امام سجّاد عليه السلام مىگذشت و پشتِ سر ايشان ، دو غلامش حركت مىكردند . آن مرد آمد و عباى امام عليه السلام را از دوشش برداشت و رفت . امام سجّاد عليه السلام ، به وى هيچ التفاتى نكرد . غلامان ، دنبال مرد رفتند و عبا را از وى گرفتند و آمدند و آن را بر دوش ايشان انداختند . امام سجّاد فرمود : « اين مرد كيست ؟ » . گفتند : اين ، مرد بيكارى است كه مردم مدينه را مىخندانَد . فرمود : « به وى بگوييد كه : خداوند را روزى است كه باطل‌كاران ، در آن زيان مىكنند « 1 » » .

1 / 3 حسابرسى بيكاران

351 . لقمان عليه السلام : سخت‌ترينِ مردم از جهت حسابرسى در روز قيامت ، شخصى است كه زندگىاش توسّط ديگرى تأمين مىشود و او بيكار است . اگر كار ، مشقّت‌بار است ، بيكارى تباهىآفرين است .
هامش
( 1 ) اشاره است به آيه 8 عليه السلام از سوره غافر : « وَ خَسِرَ هُنالِكَ الْمُبْطِلُونَ ؛ و آنجاست كه باطل‌كاران ، زيان مىكنند » .