زمين كردم و خداوند ، از آن ، روزىِ بسيار نصيب كرد . روزى آن مرد آمد و نصف درهم خود را طلب كرد . من هم هجده هزار درهم به وى دادم . خدايا ! اگر آن كار را از ترس تو انجام دادم ، اين سنگ را از درِ غار بردار .
سنگ ، كمى كنار رفت ، به اندازهاى كه يكديگر را مىديدند .
سومى گفت : بار خدايا ! تو مىدانى كه پدر و مادرم در خواب بودند و من براى آنان ، كاسهاى بزرگ ، شير آوردم . ترسيدم اگر ظرف شير را بگذارم ، حشرهاى يا گزندهاى در آن بيفتد و نخواستم آنان را از خواب ، بيدار كنم و آنان را ناراحت سازم . پس خودم همان جا ايستادم تا بيدار شدند و شير را نوشيدند . بار خدايا ! اگر اين كار را براى تو انجام دادم ، اين سنگ را از جلوى ما بردار .
آنگاه ، سنگ ، كاملًا به كنار رفت و راه آنان باز شد .
سپس پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : هر كه با خداوند راستى كند ، پيروز مىشود .
6 / 5 رعايت انصاف در معاشرت با مردم
227 . امام على عليه السلام : چه سخن حكيمانه جامعى است اين سخن كه : آنچه براى خود دوست مىدارى ، براى ديگران [ نيز ] دوست بدار ، و آنچه براى خود نمىپسندى ، براى ديگران [ نيز ] نَپسند .
228 . امام على عليه السلام : براى نادانى آدمى همين بس كه از ديگران ، در آنچه خودش [ نيز ] انجام مىدهد ، خُرده بگيرد !
229 . امام على عليه السلام : بدترينِ مردم ، كسى است كه پيجوى عيبهاى مردم باشد و نابيناى عيبهاى خويش .
230 . امام على عليه السلام : در نامه به فرزندش حسن عليه السلام : فرزندم ! خودت را ترازو ميان خود و ديگران قرار ده . پس آنچه براى خود دوست مىدارى ، براى ديگران [ نيز ] دوست بدار ، و آنچه براى خود نمىپسندى ، براى ديگران [ نيز ] نپسند .