تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت نامه جوان ( فارسى ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
185 . بحار الأنوار به نقل از زيد بن اسلم : پيامبر خدا ، به زنى كه از شوهرش ياد مىكرد ، فرمود : « همان كه در چشمش سفيدى است ؟ » . زن گفت : خير ! در چشم او سفيدى نيست . زن ، داستان را براى شوهرش نقل كرد . مرد گفت : مگر سفيدى چشمم را نمىبينى كه از سياهىاش بيشتر است ؟ ! 186 . بحار الأنوار : پيرزنى از انصار به پيامبر صلى الله عليه و آله گفت : برايم دعا كن به بهشت بروم . پيامبر خدا فرمود : « پيران ، وارد بهشت نمىشوند » . زن به گريه افتاد . پيامبر صلى الله عليه و آله خنديد و فرمود : « مگر اين سخن خداوند متعال را نشنيده‌اى ( ما آنان را پديد آورديم ، پديد آوردنى ، و ايشان را دوشيزه گردانيديم ) ؟ » . 187 . بحار الأنوار : [ پيامبر خدا ، خطاب به پيرزنى از قبيله اشجع فرمود : ] « اى زن اشجعى ! پيرزنان ، داخل بهشت نمىشوند » . بلال ، او را گريان ديد و به پيامبر صلى الله عليه و آله گزارش داد . پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : « و سياهان هم وارد بهشت نمىشوند » . آنگاه ، بلال هم به همراه زن به گريه كردن پرداختند . عبّاس ، آن دو را ديد و براى پيامبر صلى الله عليه و آله بازگو كرد . پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : « پيرمرد هم » . سپس ، آنان را خواست و دلدارى داد و فرمود : « خداوند ، آنان را در بهترين هيئت ، وارد بهشت مىگرداند » و فرمود : « آنان ، به صورت جوانانى نورانى ، وارد بهشت مىشوند » . و فرمود : « بهشتيان ، بى نقص و كامل ، جوانِ نو خط و سرمه‌كشيده‌اند » . 188 . بحار الأنوار : پيامبر صلى الله عليه و آله ، صُهَيب را ديد كه خرما مىخورد . فرمود : « خرما مىخورى ، در حالى كه چشم تو درد مىكند ؟ ! » . صُهيب گفت : اى پيامبر خدا ! آن را با اين طرف [ دهانم ] مىجَوَم ، در حالى كه آن يكى چشمم درد مىكند !