ذكر شده و سپس متن حديث ، نقل شده است و احياناً اگر اختلافى در سند وجود داشته ، ابتدا حديث با يك سند ذكر شده ، سپس سند ديگر به تنهايى آمده است .
7 . چنان كه حديثى تقطيع شده ( مثل حديث « اربعمئة » يا حديث « علل الأحكام » ) ، سند حديث در اوّلين بابى كه بخشى از آن حديث ذكر شده ، آمده است و در بابهاى ديگر ، سند به آن جا ارجاع شده است .
8 . حتّى الامكان ، از تقطيع حديث ، احتراز شده است ، مگر در احاديث طولانى .
9 . از تكرار حديث كه متضمّن دو يا چند حكم بوده ، خوددارى شده و هر حديثى فقط در بابى كه مناسبتر بوده آمده و در مواضع ديگر ، به آن اشاره شده است .
10 . در ترتيب ذكر روايات يك باب ، حديثى كه معمولًا به آن ، فتوا داده شده ، در ابتدا و سپس روايات ديگر كه معارض يا مخصّص يا مقيّدند ، ذكر شده است .
11 . در ترتيب ابواب ، مناسبتها رعايت شده است ، مثل تقديم ابواب وضو بر ابواب نواقض وضو .
12 . احاديث هر باب ، شماره گذارى شده است .
13 . وجوهى كه شيخ طوسى در جمع اخبار متعارض ذكر كرده ، به مناسبت اخبار ياد شده ، آورده شده است .
14 . خللى كه در بعضى اسناد يا متون وجود داشته ، اصلاح گرديده است . نيز مواردى كه ممكن است كلام راوى با متن حديث اشتباه شود ، تذكّر داده شده است .
15 . لغات غريب ، توضيح داده شده است .
16 . روايات مربوط به فضيلت حديث و حديث ثقلين ، به عنوان مقدّمه در آغاز كتاب آمده است .
17 . روايات سنن و آداب و اخلاق و ادعيه و اذكار و قرائت قرآن و لباس و مسكن و
تاريخ حديث شيعه ( از آغاز سده چهاردهم هجرى تا امروز ) ( فارسى ) — صفحة 34
مساهمون: مرتضى وفايى
ص٣٤