لتحقّق سببه : ضمير در « سببه » به قضاء برمىگردد .
و ان اتى بالغرض : ضمير در « اتى » به مكلّف برگشته و مقصود از « الغرض » غرض مولى مىباشد .
لكنّه مجرد الفرض : ضمير در « لكنّه » به بودن فوت واقع سبب براى قضاء برمىگردد .
شرح ( پرسش و پاسخ )
684 - آيا اتيان مأمور به با امر اضطرارى مجزى از اتيان مأمور به با امر واقعى اوّلى بعد از رفع اضطرار مىباشد يا خير ؟ « 1 » ( المقام الاوّل فى انّ . . . ما وقع عليه )
ج : مىفرمايد : اينكه اتيان مأمور به با امر اضطرارى مجزى از اتيان مأمور به با امر واقعى بعد از رفع اضطرار « 2 » بوده و نيازى به اعاده يا قضاء مأمور به بعد از رفع اضطرار نيست يا مجزى نبوده و بعد از رفع اضطرار بايد اعاده يا قضاء « 3 » شود متوقّف به بحث ثبوتى و
هامش
( 1 ) - اگرچه مشهور فقها فتوا دادهاند به اينكه انجام عمل مطابق با امر اضطرارى ، مجزى از امر واقعى اوّلى بوده به نحو مطلق . يعنى نيازى به انجام دوباره چه به عنوان اداء و چه به عنوان قضاء ندارد ولى مسئله از بديهيّات و ضروريّات عقلى نبوده و فتواى مشهور نيز مستند به حكم بديهى عقل نيست تا جاى بحث و مناقشه در آن نباشد .
( 2 ) - امر اضطرارى در دو صورت است :
الف : امتثال اوامر اوّلى اختيارى متعذّر بوده و امكان آن نباشد - مثل تيمّم كردن به جاى وضوء به دليل نبودن آب .
ب : امتثال اوامر اوّلى اگرچه متعذّر نبوده و ممكن است ولى عسر و حرج يا ضرر دارد . مثل تيمّم كردن به دليل اينكه آب براى مكلّف موجب عسر و حرج يا ضرر است .
( 3 ) - يعنى مكلّف ، به دليل نبودن آب يا موجب عسر و حرج شدن و ضرر داشتن آب ، نمازش يا نمازهايش را با تيمّم خوانده است . حال اگر در داخل وقت ، اضطرار منتفى شود . مثلا آب در اختيار قرار -