اوّلا : اين عبارت عطف بر « هل يقتضى » مىباشد يعنى « او انّ اطلاق الصّيغة لا يقتضى كون الوجوب توصّليّا » .
فيما شكّ فى تعبّديّته و توصّليّته : ضمير در « تعبّديّته » و « توصّليّته » به ماء موصوله به معناى وجوب برمىگردد .
فى تحقيق ذلك : مشاراليه « ذلك » اقتضاى صيغه مىباشد .
إحداها : ضمير در « إحداها » به مقدّمات برمىگردد .
هو ما كان الغرض منه : ضمير « هو » به وجوب توصّلى و در « منه » به ماء موصوله به معناى وجوب برمىگردد .
يحصل به مجرد حصول الواجب : ضمير در « يحصل » به غرض برگشته و مقصود از « الواجب » مأمور به مىباشد .
و يسقط بمجرّد وجوده : ضمير در « يسقط » به غرض و در « وجوده » به واجب برمىگردد .
فانّ الغرض منه : ضمير در « منه » به تعبّدى برمىگردد .
لا يكاد يحصل بذلك : ضمير در « يحصل » به غرض برگشته و مشاراليه « ذلك » نيز مجرّد وجود واجب مىباشد .
بل لا بدّ فى سقوطه : ضمير در « سقوطه » به غرض از تعبّدى برمىگردد .
و حصول غرضه : ضمير در « غرضه » به تعبّدى برمىگردد .
من الاتيان به متقرّبا به منه : ضمير در « به » اوّلى به تعبّدى و در « به » دوّمى به اتيان و در « منه » به خداوند برگشته و كلمهء « متقرّبا » حال براى « اتيان » يعنى اتيان مكلّف مىباشد .
شرح ( پرسش و پاسخ )
585 - جملههاى خبريّهاى كه در مقام طلب استعمال شوند ظهور در چه معنايى داشته و اقوال در آنها چگونه است ؟ ( المبحث الثّالث . . . اولا )
ج : مىفرمايد : جملههاى خبريّهاى كه يقين داريم مقصود از آنها خبر دادن از نسبت و وقوع نسبت نبوده بلكه مقصود از آنها انشاء طلب بوده مثل يغتسل ، يتوضّا و يعيد در اينكه