لا به شرط بوده ولى مبادى مشتقّات داراى معناى بسيط به شرط لا مىباشند .
476 - مقصود از اينكه مشتقّات داراى معناى بسيط لا به شرط بوده ولى مبادى مشتقّات معناى بسيط به شرط لا دارند چيست ؟ ( الثّانى الفرق . . . من الاتّحاد )
ج : يعنى مشتقّات اگرچه داراى معناى بسيط بوده ولى از نظر حمل و عدم حمل بر ذات لا به شرط هستند . يعنى ممكن است حمل بر ذات شده و محمول قرار گيرند . مثل « زيد ضارب » يا « زيد سارق » و ممكن است حمل بر ذات نشوند بلكه محمولعليه قرار گيرند مثل « الضارب زيد » يا « السّارق و السّارقة فاقطعوا ايديهما » كه در اين دو مثال « الضّارب » و « السّارق و السّارقة » كه مشتقّ مىباشند حمل بر ذات نشدهاند بلكه محمول عليه قرار گرفتهاند . ولى مبادى مشتقّات با معناى بسيطشان هيچوقت حمل بر ذات نمىشوند .
يعنى معناى بسيطشان به شرط لا كه عدم حمل بر ذات بوده مىباشد . بنابراين ، مبادى ، قابل حمل بر ذات نبوده و نمىتوان گفت « زيد ضرب » يا « زيد عادل » .
477 - چرا مشتقّات قابل حمل بر ذوات بوده ولى مبادى قابل حمل بر ذوات نيستند با آنكه هر دو داراى معناى بسيط مىباشند ؟ ( بخلاف المبدا . . . و الهوهويّة )
ج : مىفرمايد : مشتقّات با اينكه داراى معناى بسيط هستند ولى با ذوات يك گونه اتّحاد وجودى داشته « 1 » و در واقع و در حقيقت خارجى ، مشتقّات با ذواتشان يكى هستند . مثلا در « زيد ضارب » ضارب با زيد اتّحاد وجودى داشته و اينگونه نيست كه ضارب يك وجود و زيد وجود ديگرى داشته باشد . بلكه زيد همان ضارب و ضارب همان زيد بوده و بههمينجهت مشتقّات با آنكه معنايشان بسيط بوده ولى آبى و عاصى از حمل بر مشتقّ نيستند .
بر خلاف مبادى كه با معناى حقيقى خودشان و معناى موضوع له آنها قابل حمل بر ذوات
هامش
( 1 ) - مثل اتّحاد صدورى « زيد ضارب » ، اتحاد حلولى « زيد عادل » يا اتّحاد ايجادى مثل « اللّه خالق » كه قبلا بيان شده و بعدا نيز بيان خواهد شد .