تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم العربية — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
كردن " به اين قاعده ، اظّلّم ، يظّلّم ، اظّلّم ، اظّلّما " مىشود .

( معانى باب تفعّل )

" تاء " تفعل و تكرار عين الفعل بر يكى از اين معانى دلالت دارد .

( 1 - مطاوعة )

و اين باب مطاوع باب تفعيل است ، مانند : " علّمت زيدا فتعلّم : زيد را آموزيدم پس آموخت " " طهّرت ثوبى فتطهّر : جامه‌ام را پاك كردم پس پاك شد " " فرّقت القوم فتفرّقوا : آن گروه را پراكنده كردم پس پراكنده شدند "
" فَذَكِّرْ إِنْ نَفَعَتِ الذِّكْرى سَيَذَّكَّرُ مَنْ يَخْشى :
يادآورى كن اگر يادآورى سود دهد ، كسى كه ميترسد يادآور شود - اعلى - 87 - 15 - " سيذّكّر " مطاوع " فذكّر " است .

( 2 - تكلّف )

تكلف : خود را به رنج انداختن است ، و مقصود در اينجا : به خود بستن فاعل است چيزى را كه واقعيّت ندارد ولى ميخواهد كه واقعيتى پيدا نمايد ، و مناسبت اين معنى با معنى لغوىّ آن است كه فاعل خود را در اين خواستن و به خود بستن به رنج و مشقّت مياندازد مانند : " تحلّم زيد : زيد تحلّم كرد " يعنى حلم را به خود گرفت ، ولى درواقع صفت حلم را ندارد ، حلم : خوددارىكردن از پرخاش