يافتم خالد را ترسو ، وجدت مسعودا بخيلا : يافتم مسعود را بخيل وجدت سعيدا احمق : يافتم سعيد را بىخرد ، وجدت حسنا ظالما او مظلوما : يافتم حسن را ظالم يا مظلوم .
( 4 - دخول وقت )
فعل براى اين معنى در باب افعال متعدى نيست ، يعنى مفعول نميگيرد ، و فاعل فعل كسى است كه داخل در وقت شود ، و مادّه فعل اسمى است كه معنى زمانى را دارا مىباشد ، مانند :
" اصبحنا : داخل شديم در صباح : بامگاه "
" امسينا : داخل شديم در مساء : شامگاه "
" يربع زيد : داخل مىشود زيد در ربيع : بهار "
" اخرفنا : داخل شديم در خريف : پائيز "
" اصاف زيد : داخل شد زيد در صيف : تابستان "
" اشتيت : داخل شدم در شتاء : زمستان "
در قرآن كريم است :
" فَسُبْحانَ اللَّهِ حِينَ تُمْسُونَ وَ حِينَ تُصْبِحُونَ :
پس تسبيح خدا كنيد هنگاميكه در مساء داخل ميشويد و هنگاميكه در صباح داخل ميشويد - روم - 30 - آيه 17 ) .
تمسون و تصبحون : صيغه جمع مذكر حاضر است از فعل مضارع از باب افعال .
و درباره قوم ثمود فرموده :
" فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ مُصْبِحِينَ :
پس آنان را خروش آسمانى گرفت هنگاميكه در صباح داخل شدند - حجر - 15 - آيه 83 "