تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم العربية — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
مانند " ص ، م " كه در آن مثال گفتيم ، و هركلمه‌اى كه آن اصل واحد درش باشد و هيئت و صورتى از هيئتهاى متداولة در كلام عرب داشته باشد ، از آن اصل مشتقّ است گرچه صيغه مصدر باشد كه داراى هيئتى است ، چون مصدر مبدء اشتقاق نيست ، زيرا مبدء اشتقاق بايد در همه صيغه‌هاى مشتقّه باشد ، و مصدر ممكن نيست با هيئتش در صيغه‌هاى ديگر واقع شود ، زيرا دو هيئت در يك كلمه ممكن نيست . گرچه از روى مسامحة گفته‌اند : مصدر اصل كلام است و مصدر را به صيغه‌هاى مختلفى معرّفى كرده‌اند ، و براى اشتقاق ترتيبى به دينگونه ذكر نموده‌اند . فعل ماضى از مصدر ، و مضارع از ماضى ، و امر از مضارع ، و تثنيه‌ها و جمعها از مفرد خودش ، و مؤنّث از مذكّر ، و فعل منفىّ از مثبت ، و فعل مجهول از معلوم ، و اسم فاعل و هرچه به آن معنى است و اسم زمان و مكان و اسم آلت و مصدر ميمىّ از فعل مضارع معلوم و اسم مفعول و آنچه به آن معنى است از فعل مضارع مجهول ، و مزيد فيه از مجرّد ، مشتقّ مىباشد ، و در ثلاثى مزيد و رباعى مجرد و مزيد ، مصدر از فعل ماضى مشتق است ، و باقى مانند ثلاثى مجرد است ، و اشتقاق را نوع چهارمى است بنام تمرين كه در خاتمه كتاب متذكّر ميشويم . چون اشتقاق را دانستى پس اگر در كلمه‌اى حرف اصلى با زياده مشتبه شد ، با صيغه‌هاى ديگرى كه با آن كلمه از جهت اشتقاق مشترك هستند و حروف اصلى و زياده آنها واضح است تطبيق مينمائيم ، و