Skip to main content

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — Page 136

Contributors:

P.136
الثالث انه قد عرفت انه مع فعلية التكليف المعلوم لا تفاوت بين ان يكون اطرافه محصورة و أن تكون غير محصورة نعم ربما يكون كثرة الاطراف فى مورد موجبة لعسر موافقته القطعية باجتناب كلها او ارتكابه او ضرر فيها او غيرهما مما لا يكون معه التكليف فعليا بعثا او زجرا فعلا .
Commentary
در اين موارد مصنف مىفرمايد برائت است چون قطع باشتغال ندارد بلكه شك در آن برائت است نه آنكه در اين موارد رجوع به اطلاقات خطاب شود چه اطلاق لفظى و چه اطلاق مقامى به جهت آنكه ضرورى است مجالى براى تمسك باطلاق نيست مگر در جائى كه شك در تقييد باشد بعد از فراغ از صحت اطلاق يعنى شك در تقييد و تمسك باطلاق در جائى است كه مقام ثبوت در اطلاق ثابت باشد و در جائى كه شك در مقام ثبوت مىباشد و آنكه آيا ممكن است تكليف يا نه مثل موارد ابتلاء و غير ابتلاء در اين موارد شك در تكليف است و برائت نه تمسك باطلاق تأمل لعلك تعرف إن شاء الله تعالى . مخفى نماند مجرد شك در مقام ثبوت است از اطلاق در مقام اثبات برداشته نمىشود مادامىكه قطع بخلاف نباشد چون بناى عقلاء بر حجيت ظواهر كلام مولى مىباشد مادامىكه قرينه عقليه يا نقليه قطعى بر خلاف آن نباشد مثلا اگر مولى امر كرد اكرم كل عالم و احتمال داده شود كه در اكرام عالم فاسق مفسده‌اى است كه موجب عدم امر مولى باشد به مجرد اين احتمال كه شك در مقام ثبوت است رفع يد از حجيت ظاهر كلام مولى نمىشود در مقام اثبات مادامىكه قطع بخلاف نباشد و از اين بيان ظاهر شد كه شك در ابتلاء و عدم آن رجوع باطلاقات مىشود نه رجوع به برائت كما آنكه مصنف بيان نمود . قوله : الثالث انه قد عرفت انه الخ . تنبيه سوم : آن است كه قبلا بيان شد با فعليت تكليف معلوم بالاجمال و اطراف علم اجمالى تفاوت و فرقى نيست بين آنكه اطراف علم اجمالى محصوره باشد
شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — Page 136 | محمدحسين نجفى دولت آبادى اصفهانى