ماهيت صلوة در نماز دو ركعتى و ماهيت صلوة در نماز دو ركعتى غير از ماهيت صلوة در نماز سه ركعتى و ماهيت صلوة در نماز سه ركعتى غير از ماهيت صلوة در نماز چهار ركعتى است و هكذا ) .
كبرى : و اللازم باطل . ( چون ماهيت مىبايست معين باشد تا بگوئيم لفظ براى آن وضع شده است ) .
نتيجه : فالملزوم مثله .
دليل سوم :
صغرى : اگر قدر جامع معظم الاجزاء باشد ، لازمهاش اين است كه در نماز كامل الاجزاء ماهيت صلوة مردد باشد . ( فرض اين است كه ماهيّت صلوة معظم الاجزاء است . با حفظ اين نكته ، در نماز كامل الاجزاء معظم الاجزاء چيست ؟ آيا قيام مثلا داخل در معظم هست يا خير ؟ و اين همان ترديد در ماهيت صلوة است ) .
كبرى : و اللازم باطل . ( چون ماهيت مىبايست معين باشد ) .
نتيجه : فالملزوم مثله . « 1 »
قوله : ثالثها .
قدر جامع سوم : وضع الفاظ عبادات مثل وضع اعلام شخصيّه است . « 2 »
توضيح : علم شخص مثل زيد براى مجموعهاى مركب از اجزاء وضع شده است و تغيير حالات اين مجموعه ( مثل صغر و كبر و نقص بعض اجزاء و . . . ) مانع از اطلاق اين اسم بر اين مجموعه نيست . در الفاظ عبادات هم همين سخن را بگوئيم كه لفظ صلوة مثلا براى مجموعهاى مركب از اجزاء وضع شده است و تغيير حالات اين مجموعه به خاطر مختلف بودن حالات مكلفين ( مسافر و حاضر و مريض و . . . ) مانع از اطلاق لفظ صلوة نيست .
هامش
( 1 ) - محاضرات ، ج 1 ، ص 167 .
( 2 ) - هذا الوجه الثالث لم يذكره المصنف كما هو حقه و الصحيح ما ذكره صاحب التقريرات . عناية الاصول ، ج 1 ، ص 73 ؛ مطارح الانظار ، ص 8 .