دلالت تصوريه سه شرط دارد :
الف ) وضع لفظ براى معنا .
ب ) علم سامع به وضع .
ج ) شنيدن سامع .
2 ) دلالت تصديقيّه : دلالت تصديقيّه اين است كه كلام دلالت كند بر اينكه معنا و محتواى آن مراد و مقصود متكلم است . دلالت تصديقيّه علاوهبر شرايط ثلاثه فوق ، سه شرط ديگر نيز دارد .
الف ) احراز اينكه متكلم در مقام بيان است نه در مقام اهمال يا اجمال مثلا .
ب ) احراز اينكه متكلم معناى كلام را اراده و قصد كرده است . ( اين شرط مربوط به مقام ثبوت و دلالت تصديقيه مربوط به مقام اثبات است و لذا شىء شرط براى نفس قرار نگرفته است ) .
ج ) قرينه بر خلاف معناى موضوع له نباشد و الّا دلالت برطبق قرينه خواهد بود .
مثال : اگر متكلمى بگويد جئنى باسد و شرايط فوق محقق باشد ، اين جئنى باسد دالّ بر اين است كه آوردن حيوان مفترس مراد متكلم است .
با حفظ اين مقدمه ، ابن سينا و خواجه نصير جملهاى دارند كه آن جمله اين است :
الدلالة تابعة للارادة . « 1 » يعنى لفظ زمانى دلالت بر معنايش مىكند كه متكلم اين معنا را اراده كرده باشد .
مرحوم مصنّف مىفرمايند : اين جمله مربوط به دلالت تصديقيّه است ، « 2 » يعنى اين جمله بيانگر يكى از شرايط دلالت تصديقيه مىباشد . اين جمله مربوط به دلالت تصوريه و موضوع له الفاظ نيست چنانكه صاحب فصول تصور فرموده است .
صاحب فصول تصور فرموده كه اين جمله مربوط به دلالت تصوريه و موضوع له الفاظ است و عقيدهء اين دو محقق اين است كه الفاظ براى معانى مراده وضع شده است . « 3 »
هامش
( 1 ) - شفاء ، ج 1 ، ص 42 ؛ شرح اشارات ، ج 1 ، ص 32 .
( 2 ) - انّ هذا التوجيه توجيه مبتذل لا يناسب مقامهما الشامخ . . . تهذيب الاصول ، ج 1 ، ص 37 .
( 3 ) - فصول ، ص 17 .