و كلى آن لفظ است .
مثال اول : زيد لفظ . در اين مثال ، لفظ زيد اطلاقشده و مراد از آن ، نوع و كلى لفظ زيد است ( نه معناى آن ) . معناى مثال اين است كه ، كليه زيدهاى صادرهء از متكلمين حتى خود اين زيد ملفوظ در اين قضيه ، لفظ است .
مثال دوم : ضرب فعل ماض . « 1 » در اين مثال ، لفظ ضرب اطلاقشده و مراد از آن ، نوع و كلى لفظ ضرب است ( نه معناى آن ) . معناى مثال اين است كه ، كليه ضربهاى صادره از متكلمين غير از خود اين ضرب ملفوظ در اين قضيه ، فعل ماضى است ( چون خود اين ضرب فعل ماضى نيست بلكه اسم و مبتدا است ) .
2 ) اطلاق لفظ و ارادهء صنف آن لفظ : يعنى لفظى اطلاق مىشود و مراد از آن لفظ ، صنف خاصى از آن لفظ است .
مثال : زيد فى ضرب زيد فاعل . در اين مثال ، زيد اول اطلاقشده و مراد از آن صنف خاصى از لفظ زيد است ( هر زيد بعد از ضرب - اين صنف ) نه نوع لفظ زيد .
چون هر زيدى فاعل نيست .
3 ) اطلاق لفظ و ارادهء مثل آن لفظ : يعنى لفظى اطلاق مىشود و مراد از آن لفظ ، فرد ديگرى از لفظ است كه مماثل با آن مىباشد .
مثال : زيد فى ضرب زيد فاعل . متكلمى در مقام اخبار ، به شما مىگويد ضرب زيد .
شما مىگوئيد زيد فى ضرب زيد فاعل . در اين كلام شما زيد اول اطلاقشده و مراد از آن خصوص زيدى است كه در كلام آن متكلم وجود دارد ( نه هر زيد بعد از ضرب ) و بديهى است كه زيد در كلام متكلم مماثل با زيد اول است . « 2 »
4 ) اطلاق لفظ و ارادهء شخص آن لفظ : يعنى لفظى اطلاق مىشود و مراد از آن لفظ ، شخص همان لفظ است .
مثال : زيد لفظ . در اين مثال زيد اطلاقشده و مراد متكلم از آن ، خصوص همين
هامش
( 1 ) - نكته الف ) لا يخفى انّ المراد من النوع ما يكون شاملا لنفس الملفوظ ايضا و ما يراد من كلمة ضرب فى المثال ليس شاملا لا لانّه ليس فعل ماض و المثال الصحيح لذلك قول القائل زيد لفظ . . . حاشيه مرحوم مشكينى .
نكته ب ) ظاهر مصنف در آخر امر رابع اين است كه اين مثال از قبيل اطلاق لفظ و ارادهء نوع است .
( 2 ) - اگر مراد شما از زيد ، خصوص زيدى است كه در كلام آن متكلم وجود دارد ، در اين صورت استعمال زيد در كلام شما از قبيل اطلاق لفظ و ارادهء مثل است و الّا از قبيل اطلاق لفظ و ارادهء صنف است .