قوله : ثمّ انّه ربّما لا يكون .
[ موضوع علم ]
اجمالا موضوع علم روشن شد . موضوع علم عبارت است از كلى متحد با موضوعات مسائل ( يك كلى كه با موضوعات مسائل اتحاد در وجود خارجى دارند .
يعنى هردو به يك وجود موجود مىشوند ) . موضوع دو صورت دارد .
1 ) در بعضى از علوم ، براى موضوع اسم مشخصى است . مثل علم نحو كه موضوع آن - على قول - كلمه است .
2 ) در بعضى از علوم ، براى موضوع اسم مشخصى نيست . در اين صورت گفته مىشود كه موضوع ، كلى متحد با موضوعات مسائل است . مثل علم اصول بنابر عقيدهء مصنّف .
قوله : و قد انقدح بذلك .
موضوع علم اصول :
دربارهء موضوع علم اصول سه نظريه در كتاب مطرح شده است .
1 ) نظريهء مصنف : موضوع علم اصول ، كلى متحد با موضوعات مسائل است يعنى كلى بىنام و نشان .
توضيح : موضوع علم اصول يك امر كلى است كه بر موضوعات مسائل منطبق مىباشد . مثل علم نحو كه موضوع آن يك امر كلى به نام كلمه است كه اين كلمه بر موضوعات مسائل از قبيل فاعل و مفعول و مضاف اليه قابل انطباق است .
ولى فرق بين موضوع علم اصول و موضوع علم نحو اين است كه موضوع علم نحو اسم و عنوان خاصى دارد اما موضوع علم اصول اسم و عنوان خاصى ندارد .
خلاصه اينكه موضوع علم اصول يك امر كلى است كه در علم اصول از عوارض ذاتيه او بحث مىشود و مصاديق اين امر كلى ، همان موضوعات مسائل است .
2 ) نظريهء ميرزاى قمى : موضوع علم اصول ، ادله اربعه با وصف حجيت و دليليت است يعنى الكتاب الحجة ، السنة الحجة ، الاجماع الحجة ، العقل الحجة . « 1 »
هامش
( 1 ) - ميرزاى قمى در دو موضع از كتاب قوانين قائل به اين نظريه شده است . -