به نام خداوند بخشايندهء مهربان « اين نامه محمد پيامبر است به وائل بن حجر قيل حضرموت . هر آينه ، تو كه اسلام آوردهاى هر چه از زمينها و دژها در دست تو است آن را به تو واگذاشتم و تنها از هر ده تا يكى از تو گرفته خواهد شد . بايد كه عدول در اين معامله بنگرند . با تو چنين قرار نهادم كه تو در مقام دين دارى به كس ستم نكنى و گر نه پيامبر ( ص ) و مؤمنان ياوران مظلومانند » .
عياض گويد : در آن نامه آمده بود : « به قيلهاى بر فرمانروايى مستقر و مردان شكوهمند و زيباروى . » و نيز در آن نامه آمده بود : « در هر چهل گوسفند ، يك گوسفند به عنوان زكات ، گوسفندى نه لاغر و نه فربه . ميانهء اين دو . و در معادن خمس است و هر كه با باكرهاى زنا كند صد تازيانهاش بزنيد و غير بكر را با سنگ خونين كنيد . از اقامه حدود نهراسيد . و هر مسكرى حرام است . و وائل بن حجر سرور همهء اقيال است . » و در اين سال ، وفد محارب آمد . ده تن بودند و اسلام آوردند . نيز وفد رهاويون ، از قبيلهء مذحج آمد ، پانزده نفر بودند ، اسبى تقديم داشتند ، همه اسلام آوردند و قرآن آموختند و بازگشتند . آنگاه جمعى از ايشان آمدند و با رسول خداى ( ص ) حج به جاى آوردند . پيامبر براى هر يك صد وسق از خيبر قرار داد . اين وظيفه دربارهء آنان مجرى بود تا در زمان معاويه آن را بفروختند .
و در اين سال ، وفد نجران آمد ، اينان نصرانى بودند . هفتاد سوار . با سرورشان عاقب بن عبد المسيح كه از كنده بود و با اسقفشان ، ابو حارثه از بكر بن وائل و نيز يكى ديگر از بزرگانشان موسوم به سيد الايهم . اينان در حقانيت دين خود ، با رسول خدا به مجادله نشستند . پس آيات آغاز سورهء آل عمران و آيه مباهله نازل شد . آنان از مباهله سرباز زدند و خواستار صلح شدند و برفتند . عهد نامهاى در اين باب با آنان بسته شد كه در ماه صفر هزار حله بدهند و در ماه رجب هزار حله و سى زره و سى نيزه و سى اسب و سى شتر . و نيز خواستند كه با آنان حاكمى فرستد كه ميانشان حكومت كند . پيامبر ابو عبيدة بن الجراح را با ايشان فرستاد . چندى بعد عاقب و سيد آمدند و اسلام آوردند .
و هم در اين سال ، وفد صدف با ده يا پانزده نفر از حضرموت بيامد . اسلام آوردند . پيامبر اوقات نماز را به ايشان بياموخت . و اين واقعه در حجة الوداع بود . همچنين ، وفد عبس بيامد . كلبى گويد : از سوى ايشان تنها يك تن بيامد و چون بازگشت در راه بمرد . طبرى گويد :
وفد عدى بن حاتم در شعبان اين سال آمد . ( پايان ) و هم در اين سال ، وفد خولان آمد . ده تن بودند ، اسلام آوردند و بت خود را بشكستند .
در زمان صلح حديبيه ، پيش از واقعهء خيبر رفاعة بن زيد الضبيبى از قبيلهء جذام آمده بود و غلامى هديه كرده و اسلام آورده بود . پيامبر ( ص ) نامهاى نوشته و جذام را به اسلام دعوت
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 461
مساهمون: ابن خلدون
ص٤٦١