Skip to main content

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — Page 321

Contributors:

P.321
ان قلت فما الحيلة فيما وقع كذلك من طلب الضدين فى العرفيات قلت لا يخلو اما ان يكون الامر به غير الاهم بعد التجاوز عن الامر به و طلبه حقيقة

[ جواب امر ترتبى كه در عرفيات است به دو وجه از مصنف ]

Commentary
قوله : ان قلت فما الحيلة الخ اگر اشكال بشود كه امر ترتبى را كه شما انكار نموديد اين مطلب در طلب ضدين در عرفيات زياد است پس بايد چاره‌اى برآن شود و اگر عقلا جايز نبود چگونه صادر مىشد از عقلاء بلكه فروع فقهيه زياد داريم از موارد ترتب است اگر كسى واجب شد براى او مسافرت در ماه رمضان براى حفظ مال و جان و غيره با اين حال مخالفت نمود و ترك سفر كرد بلا اشكال واجب است بر او روزه گرفتن و آن است كسى كه حرام است اقامه در محلى بر او با اين حال مخالفت مىكند و مىماند واجب است بر او صلاة تمام و از آن جمله است كسى مشغول نماز است در آخر وقت در اين حال واجب شد بر او انقاذ غريق يا اطفاء حريق و غيره بااين‌حال نماز را تمام كرد در اين موارد مذكوره و غيره كه در فقه زياد است صحت آنها بدون ترتب ممكن نيست قوله : قلت لا يخلو الخ جواب آنكه در اين عرفياتى كه امر بضدين على نحو ترتب شده است مثل اينكه مولا به عبدش مىگويد اگر بازار نرفتى اقلا كارهاى خانه را انجام بده و امثال اين اوامر كه در عرفيات زياد است چاره آنها بعد از امتناع آنها عقلا از دو راه تصحيح مىشود . اول آنكه امر مهم را كه مىنمايد امر اولى را درست برداشته است مولا و چون مىداند كه عبد اطاعت نمىكند از امر اولى كه اهم است تجاوز و صرفنظر نموده است اين وجه اول از ما نحن فيه خارج است چون امر به اهم ندارد و فقط يك امر دارد و آن هم به مهم دوم اينكه امر به مهم كه امر دومى باشد ارشاد