Skip to main content

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — Page 295

Contributors:

P.295
ان توهم توقف الشىء على ترك ضده ليس الا من جهة المضادة و المعاندة بين الوجودين و قضيتها الممانعة بينهما و من الواضحات ان عدم المانع من المقدمات
Commentary
دخيل بودن اثر آتش در فعليت آن شىء كه مىخواهيم بسوزانيم او را مىباشد نه آنكه شرط مؤثر باشد در معلول سوم عدم مانع يعنى آن شىء كه مىخواهيم بسوزانيم علاوه بر اينكه مقتضى كه آتش است بايد باشد و علاوه بر شرط كه تماس آتش است با آن شىء آن شىء بايد مرطوب نباشد و رطوبت و ترى آن شىء مانع است از اثر آتش و مانع در وقتى مانعيت پيدا مىكند كه مقتضى موجود باشد با باقى شرائط و اگر مقتضى نباشد يا مقتضى باشد ولى شرط تحقق پيدا نكند و در اين حال آن چيزى كه مىخواهيم بسوزانيم نسبت نسوزاندن را بوجود مانع بدهيم مثلا اگر آتش در عالم وجود پيدا نكرده باشد يا آتش باشد ولى شرط وجود پيدا نكرده باشد كه تماس است در اين حال نسبت نسوختن را بمانع بدهيم و بگوئيم ترى مانع شد از سوزاندن اين از چيزهائى است كه باطل بودن او از واضحات است اين مقدمه بود براى واضح شدن مطالب مصنف كه در آينده بيان مىشود .

[ بيان مقدمه بودن ترك احد الضدين بر ديگرى ]

قوله : ان توهم توقف الشّيء على ترك ضده الخ توهمى كه نموده‌اند كه ايجاد شىء توقف بر ترك نمودن ضد آن شىء را دارد و اين جهت نيست مگر به جهت تضاد و معانده بين دو شىء وجودى يعنى به جهت آنست كه نمىشود در آن واحد دو شىء را انسان ايجاد نمايد مثلا وجود ازاله توقف دارد بر ترك صلاة و همچنين وجود صلاة توقف دارد بر ترك ازاله پس ممانعت از دو طرف است پس اگر شخص مكلف خواسته باشد ازاله نجاست مسجد كند بايد مانع را بر طرف كند كه وجود صلاة باشد پس عدم صلاة از مقدمات ازاله مىباشد .