تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
. . . . . . . . . .
شرح
بطريق اولى است . مثلا اگر شخصى واجب القتل شد و فرض كنيم قتل او سبب و علت آن سر بريدن او باشد اولا بايد رگهاى گردن آن را بريد بعد از بريدن رگهاى گردن آن خون آن بدن بايد خارج شود اكثر آن و بعد از خارج شدن خون قلب از حركت مىافتد و بعد از آن قتل حاصل مىشود و بلا اشكال اين مقدمات و شرائط مقدم هستند بر مشروط زمانا . و همچنين اگر مولا امر كرد آب جوش بياور كه اين آب جوش توقف دارد بر مقدماتى در خارج كه بتدريج آب گرم بشود و بعدا جوش بيايد و بلكه اكثر موضوعات خارجى كه بتدريج حاصل مىشود كه ايجاد آنها توقف دارد بر يك مقدماتى و شرائطى كه آنها قبلا وجود پيدا مىكند و در حين اثر معدوم است بلكه جزء آخر علت تامه آن جزء بايد با معلول و مشروط در يك زمان باشد كه آن هم اشكالى ندارد و بعد از آنكه در تكوينيات وقوع دارد چه مانعى دارد شارع مقدس هم در تشريعيات بيان فرموده باشد . مثلا عقد در وصيت يا صرف يا سلم بلكه تمام عقود و ايقاعات اجزاء آن معدوم مىشود در حين اثر به غير جزء آخر آن و اشكالى ندارد شارع مقدس بعض شرائط آن را مقدم قرار داده باشد يا مؤخر و اشكال اگر باشد در شرط متأخر است همچنان كه مصنف بيان كرد و شرائط متقدم و مقتضى كه در حين اثر معدوم و متصرم مىباشند مانعى ندارد كما آنكه مثل آن گذشت . از اين جهت هست كه اجازه در عقد فضولى ما قائل هستيم كه كشف حقيقى است و كشف حقيقى على القاعده است نه كشف حكمى يا نقلى چون اولا در احكام شرعيه علت و معلول در بين آنها نيست يك امور اعتباريه‌اى است چه احكام وضعى باشد چه احكام تكليفى آن امور اعتباريه را كه در بين عقلاء متداول است شارع مقدس امضاء فرموده
شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 130 | محمدحسين نجفى دولت آبادى اصفهانى