Skip to main content

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — Page 19

Contributors:

P.19
التعبدى كما هو المهم فى هذه المباحث فهو فى الحقيقة يكون مفاد كان الناقصة فانه يقال نعم لكنه مما لا يعرض السنة بل الخبر الحاكى لها فان الثبوت
Commentary
مىشود ولى اين حجيت عوارض حاكى مىباشد نه عوارض محكى كه خبر واقعى باشد . قوله و بالجملة الثبوت الواقعى حاصل آنكه ثبوت واقعى نيست از عوارض سنت و ثبوت تعبدى اگرچه از آن عوارض است ولى عوارض سنت نيست بلكه عوارض خبر ظاهرى است كما لا يخفى . قوله و اما اذا كان المراد مخفى نماند بر اينكه اشكال‌ها و جوابها در جائى بود كه مراد از سنت يا واقعى باشد يا ظاهرى و اما اگر مراد از سنت اعم از ظاهرى و واقعى باشد اگرچه بحث در اين حال بحث از عوارض سنت است ولى باز اشكال وارد است بر آنكه مباحث الفاظ از اوامر و نواهى و عام و خاص و مطلق و مقيد و غيره بحث ما بحث عام است و بناى عقلاء را در اين موارد نظر داريم مثلا اگر بحث كرديم كه آيا امر ظهور در وجوب دارد يا نه مىگوييم عقلاء وجوب از آن مىفهمند در مقام استعمال بدون قرينه پس اوامر شرعية را حمل بر وجوب مىكنيم و همچنين ساير بحثها از مباحث الفاظ كه ذكر شد قوله و جملة من غيرها مثل مباحث ادلهء عقليه و ظنونى كه معتبر است در بناى عقلاء كه در تمام آنها بحث عام است و موضوع آنها هم عام نه خصوص ادله اربعة اگرچه مهم و غرض در معرفة احوال ادله اربعة مىباشد .

[ موضوع بحث علم اصول بناء عقلاء و عام است ]

قوله و يؤيد ذلك تعريف الاصول يعنى : تأييد مىكند مطلب ما را كه موضوع