تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
دو مرد از نجف ؛ جعفر و محمد . دو مرد از مملوكين ؛ عبد و ناصح . شش مرد از ابدال از كسانى كه دين به آن‌ها قائم است و اسم همهء آن‌ها عبد اللّه مىباشد . سپس حضرت امير المؤمنين عليه السّلام فرمودند : تمام اين سىصد و سيزده نفر ، از مطلع شمس و مغرب آن و از زمين‌هاى هموار و كوه‌هاى دشوار به قدرت پروردگار ، در كمتر از نصف يك شب در مكّهء معظّمه جمع مىشوند ، اهل مكّه چون آن‌ها را ببينند ، با خود گويند ؛ اين‌ها لشكر سفيانى هستند كه ما را در ميان گرفته‌اند ، وقتى صبح شود ، ببينند آن‌ها طواف كعبه مىكنند و نماز مىگزارند ، پس مطمئن مىشوند از اصحاب سفيانى نيستند . اصحاب آن سرور ، مجتمعا خدمت آن بزرگوار مشرّف مىشوند ، در حالىكه آن سرور خود را زير منارهء مسجد الحرام مخفى فرموده ، به آن سرور عرضه مىدارند : تويى مهدى موعود ؟ مىفرمايد : بلى ، اى ياوران من ! آن سرور خود را از ايشان پنهان مىدارد تا امتحان شوند كه در فرمانبردارى ايشان چگونه‌اند . پس به مدينهء منوّره تشريف‌فرما مىشود و به اصحاب خود پيغام مىدهد من به قبر جدّ خود ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ملحق شده‌ام . اصحاب آن سرور به مدينه آمده ، به حضرت ملحق مىشوند . حضرت پنهان از آن‌ها از مدينه به مكّه مراجعت مىفرمايد ، آن‌ها نيز به مكّه مراجعت مىكنند ، تا آن‌كه سه مرتبه ، آمد و شد آن‌ها با حضرت در مكّه و مدينه واقع مىشود . بعد از آن ميان صفا و مروه بر اصحاب خود ظاهر مىشود و به ايشان مىفرمايد : من امرى را قطع نمىكنم و در آن مداخله نمىنمايم تا بر قبولى سى خصلت با من بيعت ننماييد كه شما را به اتيان آن‌ها ملزم مىكنم كه خصلتى از آن‌ها را تغيير ندهيد و براى