تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
سوّمى از نقره است ، پس آن كنزها را قفيز قفيز ميان لشكريان خود قسمت مىنمايد . از آن‌جا به شهر ارمنية الكبرى تشريف‌فرما مىشود . اهل ارمنيه چون آن حضرت و لشكريانش را مشاهده كنند ، به راهبى از رهبانان خود كه كثير العلم‌تر از ساير رهابين آن‌هاست ، پناهنده مىشوند و به او مىگويند : بيرون بيا و ببين اين لشكريان چه مىخواهند . آن راهب خدمت حضرت بقيّة اللّه مشرّف مىشود و عرض مىكند : تويى مهدى موعود ؟ حضرت مىفرمايد : بلى من همانم كه در انجيل شما ذكر شده در آخر الزمان خروج مىفرمايد . آن راهب ، اسلام اختيار مىكند و اهل ارمنيه از قبولى اسلام ابا و امتناع مىورزند . لشكريان آن حضرت داخل شهر شده ، پانصد مرد جنگى از نصارا را به قتل مىرسانند . سلطان و اهالى شهر فرار كرده ، در خارج شهر جمع مىشوند . تمام شهر ارمنيه به قدرت بارى تعالى از زمين برداشته مىشود و ميان هوا معلّق مىماند . وقتى سلطان و لشكريانش اين امر عجيب را مشاهده مىكنند ، خوف بر آن‌ها غلبه نموده ، سلطانشان فرياد مىكند : فرار كنيد و هريك براى خود پناهگاهى بجوييد . چون رو به فرار مىنمايند ، ناگاه مىبينند شيرى عظيم الجثّه راه را بر ايشان گرفته ، از ترس و خوف ، اسلحه و آلات جنگ خود را روى زمين انداخته ، فرار مىكنند . لشكريان حضرت از آن‌ها تعاقب نموده ، سلاح و مال‌هايى كه از آن‌ها به جا مانده ، ميان خود تقسيم مىكنند و حصّهء هريك ، صدهزار دينار ، صد غلام و صد كنيز مىشود .

[ اصحاب حضرت صاحب الامر ( ع ) ]

تذنيبان للعبقريّة و تعظيمان لبعض البريّة اوّل : مناسب ديدم اسمى از سىصد و سيزده نفر از خواصّ حضرت قائم منتظر باشخاصهم و بلادهم برده شود . روايات در اين خصوص به اختلاف وارد شده ؛ چنان