بودند كه كى برافروزد . اسفنديار به بهانهء طبخ ، آتش بسيار برافروخت و اين حال بر بشوتن ظاهر گشت ، طبلها فروكوفتند ، ناىها در دميدند و به جانب قلعهء رويين دز خراميدند ، آشوبى تمام در شهر افتاد و سپاهيان به عزم جنگ ، شروع به بيرون رفتن كردند . اسفنديار ، فرصت غنيمت شمرده ، تيغ كين از نيام انتقام كشيد و بنياد شين و شور و بزن و بگير درانداخت .
اسفنديار از اين جانب و بشوتن از آن جانب تيغ مىزدند ، تا آنكه شاهزادهء شجاعت شعار ، خواهران را به دست آورده ، مخالفان را نيست و نابود كرد ، حكومت آنجا را به يكى از احفاد اغريزث داد و خود را به ملازمت گشتاسب رساند .
اين ناچيز گويد : بالاخره گشتاسب به عهد وفا ننموده ، نيرنگى انديشيد كه اسفنديار به دست رستم كشته شد ؛ چنانچه در تواريخ آمده است .
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 417
مساهمون: صادق برزگر بفرويى
ص٤١٧