گفت : من مرده بودم ، ديدم دو نفر نزد پروردگار من در سجدهاند و سؤال مىكنند خدا مرا زنده گرداند ، خدا به دعاى ايشان مرا زنده كرد .
پادشاه گفت : اگر ايشان را ببينى ، مىشناسى ؟
گفت : بلى !
پادشاه مردم را به صحرا برد و پسر خود را بازداشت ، يكيك مردم را از پيش او مىگذرانيد و مىپرسيد : اين از آنهاست ؟
مىگفت : نه ، تا آنكه بعد از جماعت بسيارى ، يكى از آن دو رسول را آوردند ، پسر گفت : اين يكى از آنهاست ، باز بعد از جماعت بسيارى كه گذرانيدند ، هريك را مىديد ، به سوى او اشاره مىكرد ، مىگفت : نه ، تا اينكه رسول ديگر را گذرانيدند ، گفت : اين يكى ديگر است .
رسول سوّم گفت : من به خداى شما ايمان آوردم و دانستم آنچه شما آوردهايد ، حقّ است . پادشاه نيز گفت : من هم به خداى شما ايمان آوردم و اهل مملكت او ، همه ايمان آوردند .
اين ناچيز گويد : در اخبار ديگر اين قضيّه است كه آن رسولان از جانب حضرت عيسى بودند و اين با مدّعاى ما منافات ندارد ، زيرا مبعوث از جانب حجّت خدا ؛ يعنى عيسى عليه السّلام ، مبعوث از جانب خدا و به اذن و اجازه او است ، جلّت عظمته كما لا يخفى على اولى النّهى . در اسامى اين رسولان اختلاف است بعضى گفتهاند : دو رسول اوّل ، صادق و صدوق بودند و سوّمى ، سلوم بود ، و بعضى گفتهاند : آن دو رسول ، يوحنّا و شمعون بودند و سوّمى ، بولس بود و بعضى گفتهاند : رسول سوّم ، شمعون بود .
[ غيبت حضرت عيسى ] 23 صبيحة
بيست و چهارمين حجّت الهى كه براى ايشان غيبت حاصل شده ، حضرت عيسى - على نبيّنا و إله و عليه السلام - است .