فرمود : نزد صراط ، در قيامت .
از ايشان غايب گرديد و به سبب غايب شدن او ، بليّه بر بنى اسراييل سخت و بختنّصر بر ايشان مستولى شد و نسبت به ايشان ، آنچه كرد كه كرد .
اين ناچيز گويد : اين روايت شريف ، متكفّل بيان غيبت دو حجّت است ؛ يكى سليمان كه پيغمبر است و ديگرى آصف بن برخيا كه وصىّ آن سرور مىباشد .
نيز در همان دو كتاب از امالى شيخ طوسى به سند معتبر از حضرت صادق روايت است : چون پادشاهى سليمان از او بر طرف شد ، از ميان قوم خود بيرون رفت و مهمان مرد بزرگى شد ، آن مرد ، آن حضرت را ضيافت نيكو كرد ، احسان بسيار نمود و تعظيم و توقير بسيار فرمود ؛ به سبب فضايل و كمالات و عباداتى كه از آن حضرت مشاهده كرده بود . سپس دختر خود را به حضرت تزويج نمود .
روزى دختر به آن حضرت گفت : چه بسيار اخلاق تو نيكو و خصلتهاى تو كامل است و در تو خصلت بدى نمىبينم مگر آنكه در خرج پدر منى .
لذا سليمان به ساحل دريا آمد و صيّادى را بر شكار ماهى اعانت كرد و صيّاد ماهىاى به او داد كه از شكم آن ماهى ، انگشتر پادشاهى خود را يافت .
بدان علّامه مجلسى رحمه اللّه اين اخبار را كه شيطانى انگشتر سليمان را در مدّت چهل روز تصرّف مىكند و به صورت حضرت درمىآيد و در اموال و عيال آن سرور ، حكمرانى مىكند را در هر دو كتاب نقل نموده ، ردّ فرموده و بعد از آن در توجيه اين دو خبر چنين مرقوم داشته :
امّا آن دو حديث اوّل كه ابن بابويه و شيخ طوسى روايت كردهاند ، چون ذكر استيلاى شيطان در آنها نيست ، ممكن است حق تعالى براى اينكه قوم سليمان را امتحانى فرموده باشد يا آن حضرت را بر فعل مكروهى تأديبى نموده باشد ؛ مدّتى پادشاهى ظاهرى آن حضرت را سلب نموده و از ميان قوم خود غايب كرده باشد و باز او را به امر خود به سوى قوم خود برگردانده باشد ؛ چنانچه گذشت بسيارى از پيغمبران ، از قوم خود غايب شدند و باز به سوى ايشان برگشتند و آن انگشتر سبب
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 338
مساهمون: صادق برزگر بفرويى
ص٣٣٨