غيبت قائم عليه السّلام است ، بلكه غيبت ابراهيم عجيبتر از غيبت قائم است ، زيرا خداوند اثر ابراهيم را درحالىكه در شكم مادرش بود ، غايب فرمود و كسى ندانست او حامله است و بعد از ولادتش هم ، امر آن جناب و ولادت او را مخفى داشت تا وقتى كه بلغ الكتاب اجله ؛ يعنى تا آن زمانى كه خداوند ، ظهور او را مقدّر فرموده بود .
اوّلين غيبت آن حضرت بعد از ولادتش همان است كه حضرت صادق عليه السّلام در روايت صحيحهاى خبر داده كه آنرا در كمال الدين نقل فرموده و مضمون آن اين است كه آن حضرت فرمود : پدر ابراهيم ، منجّم نمرود بن كنعان بود و نمرود بىرأى او كارى نمىكرد . شبى از شبها در ستارگان نظر كرد . صبح كه شد به نمرود گفت : ديشب امر عجيبى ديدم .
نمرود گفت : چه ديدى ؟
گفت : ديدم فرزندى در زمين ما به هم رسد كه هلاك ما به دست او باشد و مادرش در اندك زمان ديگر به او حامله شود .
نمرود از اين امر تعجّب كرد و گفت : آيا زنان به او حامله شدهاند ؟
گفت : نه ! او در علم نجوم يافته بود كه او را به آتش بسوزاند ، ولى نيافته بود كه خدا او را نجات خواهد داد .
پس نمرود امر كرد مردان را از زنان جدا كنند ، مردان از شهر بيرون روند و زنان در شهر باشند . همان شب پدر ابراهيم با زوجهء خود مجامعت كرد و نطفهء ابراهيم بسته شد . آنگاه گمان برد ، همين فرزند خواهد بود ، لذا زنان قابله را طلبيد كه هرچه در شكم بود ، مىدانستند و به مادر ابراهيم نظر كردند .
حق تعالى آنچه در رحم او بود ، بر پشت چسبانيد طورىكه آن زنان نيافتند و گفتند : ما در شكم اين زن ، چيزى نمىبينيم .
چون ابراهيم متولّد شد ، پدرش خواست او را به نزد نمرود برد . زنش گفت : پسر خود را نزد نمرود مبر كه او را بكشد ، بگذار من او را به يكى از اين غارها ببرم و بيندازم ، تا اجلش برسد و بميرد و تو پسر خود را نكشته باشى .
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 291
مساهمون: صادق برزگر بفرويى
ص٢٩١