را برحسب تصريحات خودشان ، از معتقدين به امام عصر دانسته است . عبارت او در اين مقام اين است : چون وقت ظهور امام مهدى ، سيّد محمد بن عبد اللّه ابو القاسم شود . . . ، الخ . فارجع .
همچنين صاحب تفسير اسرار الفاتحه ، ملّا معين هروى در آن كتاب ذكر نموده :
اوّل از علامات قيامت ، خروج مهدى است و چندين علامت و مشخّصه براى آن سرور ذكر نموده ، از جمله آن است كه مىگويد : نام وى محمد ، نام پدرش عبد اللّه و كنيّهاش ابو القاسم مىباشد . . . ، الخ . فارجع .
وجه سوّم آن است كه محض جمع ميان او و اخبار متواترهء ديگر در ظاهر آن تصرّف نموده و بگوييم : مراد از أب ، جدّ باشد ، چنانچه در قرآن مكرّر أب بر جدّ ، اطلاق و پدر گفته شده و مراد از آن جدّ است ؛ مثل قوله تعالى :
مِلَّةَ أَبِيكُمْ إِبْراهِيمَ
« 1 » و جناب يوسف عليه السّلام فرموده :
وَ اتَّبَعْتُ مِلَّةَ آبائِي إِبْراهِيمَ وَ إِسْحاقَ
« 2 » و فرزندان يعقوب به پدر خود مىگويند :
نَعْبُدُ إِلهَكَ وَ إِلهَ آبائِكَ إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ
« 3 » و در اخبار شب معراج وارد شده وقتى حضرت رسول ابراهيم را ديد ، جبرييل عرض كرد : هذا أبوك ابراهيم .
مراد از پدر در اينجا ، حضرت امام حسين عليه السّلام و مراد از اسم ، كنيّه باشد ؛ چنانچه محمد بن طلحهء شافعى و گنجى گفتهاند ؛ چون كنيّهء آن حضرت ابو عبد اللّه بود و به جهت مقابل بودن آن با اسم خود ، آنرا نيز اسم گفتند .
پس معنى زيادت در اين هنگام اين مىشود كه كنيهء جدّ او كه حسين است ، اسم پدر من است ؛ يعنى ابو عبد اللّه است و اطلاق اسم بر كنيّه شايع است ، چنانچه بخارى « 4 » و مسلم « 5 » هر دو در صحيح خود از سهل ساعدى روايت كردهاند كه از على عليه السّلام روايت
هامش
( 1 ) . سوره حج ، آيه 78 .
( 2 ) . سوره يوسف ، آيه 38 .
( 3 ) . سوره بقره ، آيه 133 .
( 4 ) . صحيح البخارى ، ج 4 ، ص 208 و ج 7 ، ص 119 و 140 .
( 5 ) . صحيح مسلم ، ج 7 ، ص 124 .