مردود است « 1 » و ابو حبّان « 2 » گفته : او بر ثقات افترا مىبست و حديث جعل مىكرد ، ذكر او در كتب جز براى قدحش حلال نيست .
آنچه عجيبتر از همهء اينهاست ، آن است كه از امير المؤمنين ، على عليه السّلام روايت كرده كه فرمود : عبد الرحمن بن عوف براى ما طعامى ساخت ، ما را بخواند و به ما شراب نوشانيد و خمر ، ما را مست كرد ، وقت نماز حاضر شد و مرا مقدّم داشتند . پس خواندم :
قُلْ يا أَيُّهَا الْكافِرُونَ * لا أَعْبُدُ ما تَعْبُدُونَ
« 3 » و نحن نعبد ما تعبدون ، آنگاه خداى تعالى اين آيه را فرستاد :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَ أَنْتُمْ سُكارى حَتَّى تَعْلَمُوا ما تَقُولُونَ
« 4 » . « 5 »
درحالىكه نزول آيهء تحريم خمر پيش از نزول اين آيهء شريفه است ، پس العياذ باللّه كه حضرت در آنحال خمر نوشيدند .
شرح جرح اين خبر در دفترها نگنجد و لكن عالم جليل و حبر نبيل ، سيف الشيعه و مصباح الشريعه ، نقّاد بىنظير و متبحّر خبير ، جناب مير حامد حسين هندى معاصر - ايّده اللّه تعالى - در مجلّد اوّل استقصاء الأفحام ، حقّ اسلام ، ايمان و ايمانيان را ادا كرده و شطرى از فضايح و شنايع آنرا مرقوم فرموده ، جزاه اللّه تعالى عنّا خير الجزاء .
[ جهت دوّم ] [ ردّ كلام ابن حجر ]
جهت دوّم از ردّ كلام ابن حجر اين است : آنچه گفته كه روايت بودن مهدى از اولاد حسين ، واهى است ؛ گويا اين كلام ، از روى شعور از او صادر نشده ، زيرا آن خبر را بيشتر فرق شيعه و تمامى علما و روات اماميّه نقل كردهاند و از اهل سنّت و جماعت
هامش
( 1 ) . التاريخ الكبير ، ج 1 ، ص 83 ؛ الضعفاء و المتروكين ، ص 235 ؛ الجرح و التحويل ، ج 7 ، ص 258 .
( 2 ) . در متن « ابو حيان آمده است كه گويا اشتباه مىباشد ، ر . ك : المجروحين ، ج 2 ، ص 250 و ج 1 ، ص 65 . »
( 3 ) . سوره كافرون ، آيات 1 - 2 .
( 4 ) . سوره نساء ، آيه 43 .
( 5 ) . سنن الترمذى ، ج 4 ، ص 305 ؛ ر . ك : الايضاح ، ص 278 ؛ كنز العمال ، ج 2 ، ص 385 ؛ زاد السير ، ج 2 ، ص 128 .