آنجا بماند و خدا را عبادت نمايد تا آنكه اجلش فرارسد .
اعجب از تمامى خفاها و غيبتهاى پيغمبران ، غيبت نبىّ اكرم و پيغمبر خاتم از امّت خود است كه پيغمبر ما و ايشان مىباشد ، چنانچه در سيرهء حلبيهء برهان الدين شافعى و غير آن ، از ابى اسحاق مروى است ؛ آن جناب بعد از نزول سورهء مباركهء
يا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ * قُمْ فَأَنْذِرْ
« 1 » سه سال در خانهء ارقم مخفى بود و مردم را در نهانى دعوت مىكرد ، چون مىخواستند با چند نفرى كه ايمان آورده بودند ، نماز كنند در بعضى درّههاى كوههاى مكّه پنهان مىشدند و نماز مىكردند . بلكه در آنجا تقويت نموده مدّت استخفا در خانهء ارقم چهار سال بود ، تا آنكه دعوت را ظاهر نمود .
همچنين مدّتى در شعب ابى طالب و نيز در غار محصور ، بلكه محبوس بودند و مدّتى پس از آن ، بلكه در تمام ايّام بعثت ، قهر و سلطنتى نداشتند تا امور مذكور در شبهه را انفاذ كنند كه بالاصاله لازمهء منصب نبوّت و بالنيابه لازمهء منصب امامت است ، فى الجمله آنچه كه بر انفاذش قادر بودند ، دعوت به توحيد و رسالت و اندكى از عبادات و اعمال جوارحيّه بوده است .
بنابر سياق سؤال و شبهه العياذ باللّه بايستى نبوّت را در مدّت مذكور از آن جناب سلب نمود و چنين شخصى كه نبوّت را در آن مدّت از حضرت سلب نمايد ، از دايره اسلام بيرون است . ما ان شاء اللّه در اين بساط ، براى رفع استبعاد از غيبت اين بزرگوار غايب از انظار ، عبقريّهاى براى غيبات انبيا و حجج منعقد خواهيم نمود .
[ جواب حلّى از شبهه ]
جواب دوّم ؛ جواب حلّى است به اين نحو كه قهر و سلطنت فعليّه ، نفوذ احكام و رتق و فتق بين انام ، محقّق موضوع نبوّت و امامت و يا شرط مقوّم هريك از آنها نيست ، بلكه آن منصبى الهى و وهبى ربّانى است كه حبس ، قتل ، تهديد ، ضرب و شتم ، حتّى منع جهادى از ارشاد ، بيان معارف و دعوت خلايق به سوى معرفة اللّه ، منافى با آن
هامش
( 1 ) . سوره مدثر ، آيه 1 - 2 .