لكن در نسخهء مشارق حقير ، چنين است : « سخن گو اى حجّة اللّه و بقيّهء انبيا و خاتم اوصيا و صاحب كرهء بيضا و مصباح از درياى عميق شديد الضياء ، سخن گوى اى خليفهء اتقيا و نور اوصيا ! . . . » . الخ .
بيست و نهم : تالى
يوسف بن قزغلى ، سبط ابن جوزى ، آن را در مناقب از القاب آن جناب شمرده .
سىام : تأييد
در هدايه « 1 » از القاب شمرده و آن به معنى نيرو و قوّت دادن است .
در كمال الدين مروى است از امير المؤمنين عليه السّلام كه فرمود بعد از ذكر شمايل و نامهاى آن جناب كه : « مىگذارد دست خود را بر سرهاى عباد ، پس نمىماند مؤمنى مگر آن كه دلش سختتر مىشود از پارهء آهن و مىدهد خداوند به آن مؤمن ، قوّت چهل مرد . » « 2 » پ
سى و يكم : تمام
در هدايه « 3 » از القاب آن جناب شمرده و معنى آن واضح است ، چه آن حضرت در صفات حميده و كمال و افعال و شرافت نسب و شوكت و حشمت و سلطنت و قدرت و رأفت ، تام و تمام و بىعيب و منقصت و زوال است . محتمل است كه مراد از تمام ، متمّم و مكمّل باشد ، چه به آن جناب تمام شود خلافت و رياست الهيّه در زمين و آيات باهره و علوم و اسرار انبيا و اوصيا و اين اطلاق شايع است در استعمال .
سى و دوم : ثائر
در مناقب قديمه از القاب آن جناب شمرده شده و ثائر ، كينه خواه را گويند كه آرام
هامش
( 1 ) . الهداية الكبرى ، ص 328 .
( 2 ) . كمال الدين و تمام النعمة ، ص 653 .
( 3 ) . الهداية الكبرى ، ص 328 .