در بعضى اخبار ، نهى رسيده از كنيه گذاشتن به ابو القاسم ، اگر اسم او محمّد باشد و بعضى تصريح كردند به حرمت ذكر آن حضرت به اين كنيه در مجالس و اين كه حكم آن ، حكم اسم اصلى آن جناب است كه بيايد .
هشتم : ابو عبد اللّه
گنجى شافعى در كتاب بيان در احوال صاحب الزمان عليه السّلام « 1 » روايت كرده از حذيفه از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه فرمود : « اگر نماند از دنيا مگر يك روز ، هرآينه مىانگيزاند خداوند ، مردى را كه اسم او اسم من است و خلق او خلق من و كنيهء او ابو عبد اللّه است » . و بيايد كه آن جناب ، مكنّى است به كنيهء جميع اجداد طاهرين خود .
نهم : ابو جعفر
دهم : ابو محمّد
يازدهم : ابو ابراهيم
حضينى در هدايه « 2 » گفته : كنيهء آن جناب ابو القاسم و ابو جعفر است .
در يكى از مناقب قديمه « 3 » روايت شده كه از براى آن جناب است كنيهء يازده امام از پدران و عمّ آن حضرت ، امام حسن مجتبى عليه السّلام كه اول آن چنين است : خبر داد ما را احمد بن محمّد بن سمط ، در واسطهء سنهء سى صد و سى و پنج گفت : قرائت كردم اين كتاب را بر ابى الحسن على بن ابراهيم انبارى در واسط ، در شهر ربيع الآخر ، گفت : خبر داد مرا ابو العلا ، احمد بن يوسف بن مؤيّد انبارى در سال سى صد و بيست و شش ، الخ . و مشتمل است بر اجمالى از احوال همهء ائمّه عليهم السّلام و تا كنون مؤلّف آن معلوم نشده و در آنجا نيز اين روايت را نقل كرده و القاب بسيارى براى آن جناب ذكر نموده و ما از او تعبير مىكنيم به
هامش
( 1 ) . البيان فى اخبار صاحب الزمان عليه السّلام ، باب سيزدهم ، ص 129 .
( 2 ) . الهداية الكبرى ، ص 328 .
( 3 ) . همان .