زكات و روزه و حجّ و جهاد و امر به معروف و نهى از منكر .
امام عليه السّلام فرمود : « اى ابو القاسم ! به خدا قسم كه اين اعتقاد كه تو دارى و عرض كردى ، دين خداست . آن دينى كه پسنديده است آن را از براى بندگان خود . پس ثابت باش بر آن كه خداى تعالى ثابت بدارد تو را به قول ثابت در حيات دنيا و در آخرت . » « 1 »
بيست و چهارم : نيز روايت كرده از محمّد بن عبد الجبار كه گفت ، گفتم به خواجه و مولاى خود ، حسن بن على عليهما السّلام : اى فرزند رسول خدا ! فداى تو گرداند مرا خداوند ! دوست مىدارم كه بدانم امام و حجّت خدا بر بندگان خدا بعد از تو كيست ؟
آن حضرت فرمود : « امام و حجّت بعد از من ، پسر من است كه هم نام و هم كنيهء رسول خداست آن كه او خاتم حجتهاى خداست و آخرين خلفاى اوست . »
گفتم : از كيست او ؟ يعنى آن امام كه پسر تو است از كه به وجود خواهد آمد ؟
فرمود : « از دختر پسر قيصر ، پادشاه روم . بدان و آگاه باش كه زود باشد كه او متولّد گردد ، پس غايب شود از مردمان ، غايب شدنى دراز ، بعد از آن ظاهر شود و بكشد دجّال را ، پس پر كند زمين را از عدل و داد ، هم چنان كه پر شده باشد از جور و ظلم و حلال نيست احدى را كه پيش از خروج او ، او را به نام و به كنيه ذكر كند . »
فرمود : « صلوات خدا بر او باد ! » « 2 »
بيست و پنجم : نيز روايت كرده از احمد بن اسحاق بن عبد اللّه الاشعرى كه گفت :
شنيدم از حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام كه مىگفت : « حمد و سپاس آن خداوندى را كه مرا از دنيا بيرون نبرد تا به من نمود خلف را كه بعد از من است و شبيهترين مردمان است به حضرت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از روى خلق و خلق .
محافظت خواهد نمود خداوند تعالى او را در زمان غايب بودنش و بعد از آن ، او را ظاهر خواهد گردانيد ؛ پس پر خواهد كرد زمين را از عدل و داد ، هم چنان كه پر شده باشد
هامش
( 1 ) . ر . ك : كفاية المهتدى [ گزيده ] ، ص 129 - 130 ، حديث بيست و هفتم .
( 2 ) . همان ، ص 133 ، حديث بيست و هشتم .