كه جناب سيّد الشهدا عليه السّلام در روز عاشورا چون حمله مىكرد بر لشكر ابن زياد ، بعضى را مىكشت و بعضى را وامىگذاشت با آن كه به ظاهر متمكّن شده بود بر قتل آنها . پس از آن جناب سؤال كردند از سبب اين كار .
فرمود : « پرده از پيش چشم من برداشته شد ، پس ديدم نطفههايى را كه در صلبهاى ايشان بود . پس شناختم آن را كه از نطفهء او اهل ايمان بيرون مىآيد . پس او را وامىگذاشتم از كشتن به جهت استخلاص آن ذريّه و ديدم آن را كه از او نطفهء صالحى بيرون نمىآيد ، پس او را مىكشتم . »
امثال اين كارها شغل اهل ولايت است در تدبير امور خلق به نحوى كه ملتفت نمىشوند . پس نشود اعتراض كرد بر افعالشان ، بلكه واجب حمل آنهاست بر حكمت اجماليّه و مصالح عامّه بدون حجّت به علم تفصيلى بر آنها .
در كمال الدين « 1 » مروى است از سدير از آن جناب كه فرمود : « به درستى كه براى قائم ما غيبتى است كه طول مىكشد زمان آن . »
سدير پرسيد : چرا اى فرزند رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ؟
فرمود : « ابا نموده خداوند ، مگر آن كه جارى كند در او ، طريقهء انبيا عليهم السّلام را در غيبتهاى ايشان و به درستى كه لا بد است او را اى سدير ! از استيفا كردن زمانهاى غيبتهاى ايشان را . خداى تعالى فرمود :
لَتَرْكَبُنَّ طَبَقاً عَنْ طَبَقٍ
« 2 »
يعنى هرآينه خواهيد بود بر طريقه و سيرت مطابق سيرت و طريقهء آنان كه پيش از شما بودند . » و اين اشاره به همان وجهى است كه سابقا ذكر كرديم .
سؤال هشتم :
با اين همه اختلافات كه در ميان اماميّه پيدا شده در فروع و اصول ، چرا خود را براى چند نفر از خلّص شيعيان كه اقوال ايشان متّبع است ظاهر نمىكند و رفع آن اختلاف را كه
هامش
( 1 ) . كمال الدين و تمام النعمة ، ص 480 .
( 2 ) . سوره الانشقاق ، آيه 19 .