از ما است مهدى اين امّت كه نماز مىكند عيسى ، خلف او . »
آنگاه دست خود را زد بر شانهء حسين عليه السّلام پس فرمود : « از اين است مهدى اين امّت . » « 1 »
گنجى گفته : اين خبر را به تمام ، روايت كرده دارقطنى كه صاحب جرح و تعديل است . « 2 » يعنى در علماى اهل سنّت جرح و تعديل او در علم رجال و حديث مقبول و متبع است و جلالت قدر ابو الحسن دارقطنى در نزد اهل سنّت بيشتر از آن است كه اشاره كرده ذهبى در عبر « 3 » در وقايع سنهء سى صد و هشتاد و پنج و گفته : دارقطنى ، ابو الحسن ، على بن عمر بن احمد بغدادى ، حافظ مشهور ، صاحب تصانيف ، روايت كرده از بغوى و طبقهء او حاكم را ذكر كرده و گفته كه او ، اوحد عصر خود بود در حفظ و فهم و ورع و امام بود در قرّاء و نحات ؛ او را ملاقات نمودم ، فوق آن بود كه براى من وصف كردند .
خطيب گفته : او ، فريد عصر و قريع دهر و امام وقت خود بوده ، منتهى شد علم اثر و معرفت به علل و اسماى رجال با صدق و صحّت اعتقاد در اصطلاح در علوم ، سواى علم حديث كه يكى از آنها قرائت است .
از قاضى ابو الطيّب طبرى نقل كرده : « دارقطنى ، امير المؤمنين بود در حديث . »
تمام شد ملخّصا . « 4 »
ما به زودى مدح گنجى و شواهد ديگر براى اعتبار اين خبر ذكر خواهيم نمود . ان شاء اللّه تعالى .
امّا ثالثا :
پس آن چه ذكر كرده از سرّ بودن مهدى عليه السّلام از فرزندان امام حسن عليه السّلام معارض است به سرّ اظهر و أتمّ و اقوى ، كه به اسانيد متعدّده از اهل بيت رسيده و آن شهادت جناب
هامش
( 1 ) . كفاية الطالب فى مناقب على بن ابى طالب عليه السّلام ، ص 501 - 503 .
( 2 ) . همان و نيز ر . ك : الاربعين فى الامامة الائمة الطاهرين ، محمّد طاهر القمى الشيرازى ، ص 50 - 51 ؛ بحار الانوار ، ج 51 ، ص 91 .
( 3 ) . العبر فى خبر من غبر ، ج 2 ، ص 167 .
( 4 ) . همان .