پرسيد . فرمود : « اين صاحب شما ، قائم عليه السّلام است به امر خداى عزّ و جلّ ، ششم از فرزندان من كه متولّد شده از يزدجرد . پس ، از فرزندان او است . »
پس در ذكر اين رقم اخبار در كتب غيبت چنان چه متداول است ، جز حفظ و تبرّك و بعض فوايد جزيّيه كه در آنهاست ، ثمرى نباشد . چنان چه از براى غير مسلمين حجّت نباشد و در ايشان خلافى در آن نيست كه محتاج به ذكر آنها باشد ، بلكه خلاف از چند جهت است :
خلاف اول از جهت نسب است كه از اولاد كيست
در آن چند قول است :
اول : آن كه مهدى عليه السّلام از اولاد عبّاس بن عبد المطلب است
محبّ الدين طبرى در ذخاير العقبى « 1 » روايت كرد از ابن عباس كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود به عباس : « از تو است مهدى در آخر الزّمان و به او منتشر مىشود هدايت و به او خاموش مىشود آتشهاى گمراهىها . به درستى كه خداى عزّ و جلّ به من افتتاح نمود در اين امر و به ذريّهء تو ختم مىكند آن را . »
نيز از ابو هريره قريب به اين مضمون را روايت نمود .
نيز از عثمان كه آن جناب فرمود : « از فرزندان عباس است » « 2 » و چون شناعت اين قول و مخالفت اين اخبار با اخبار متواترهء فريقين بر هيچ بصير نقّادى مخفى نبود و اين كه بودن آن جناب از فرزندان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم قابل خلاف و منازعه نيست ؛ لهذا ابن حجر و غيره اين اخبار را تأويل نمودند با اين كه عباس را ابوتى است براى او . يعنى چون جدّ مهدى عليه السّلام
هامش
( 1 ) . ذخائر العقبى ، ص 206 .
( 2 ) . همان .