آنگاه پيچيد و داد آن را به پسرش ، محمّد بن الحنفيه ، پس نتوانست آن را باز كند . پس آن را براى او باز كرد و فرمود به او : « بخوان ! » نتوانست استخراج نمايد از او چيزى را . پس على عليه السّلام آن را گرفت و پيچيد و بر ذؤابهء شمشير رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آويزان كرد .
راوى پرسيد كه : « چه بود در آن صحيفه ؟ »
فرمود كه : « آن حروفى است كه باز مىكند هر حرفى هزار باب . »
و فرمود : « بيرون نيامد از آن مگر دو حرف تا اين ساعت . »
به سند ديگر از ابو بصير روايت كرد كه پرسيد از آن جناب : « چه بود در ذؤابهء شمشير رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ؟ »
پس به همان نحو خبر سابق بيان فرمود و ظاهر آن كه اين دو خبر از شيخ خبر ، راوندى باشد و نشر بقيّهء حروف آن صحيفهء نبويّه از خصايص دولت مهدويّه باشد . « و اللّه العالم »
سى و نهم : آوردن شمشيرهاى آسمانى براى انصار و اصحاب آن حضرت
چنان چه نعمانى در غيبت « 1 » خود روايت كرده از جناب صادق عليه السّلام كه فرمود : « هرگاه خروج كرد حضرت قائم عليه السّلام فرود مىآيد شمشيرهاى قتال . بر هر شمشيرى ثبت شده اسم مردى و اسم پدر او . »
در اختصاص شيخ مفيد « 2 » مروى است از آن جناب كه فرمود : « هرگاه قائم عليه السّلام خروج كرد ، مىآيد به رحبهء كوفه . پس به پاى مبارك خود اشاره به موضعى مىكند . آنگاه مىفرمايد : « حفر كنيد اينجا را ! »
پس حفر مىكنند ، پس بيرون مىآورند دوازده هزار زره و دوازده هزار شمشير و دوازده هزار خود ، كه براى هر خودى دو رو است . آنگاه مىطلبد دوازده هزار از مواليان و عجم را ، پس آنها را بر ايشان مىپوشاند .
هامش
( 1 ) . الغيبة ، ص 244 .
( 2 ) . الاختصاص ، ص 334 .