در معانى الاخبار « 1 » و علل « 2 » روايت شده از امام باقر عليه السّلام كه از آن جناب پرسيدند :
امير المؤمنين عليه السّلام را چرا امير المؤمنين مىگويند ؟
فرمود : « لانّه يميرهم العلم . »
زيرا كه آن حضرت ، طعام علم براى ايشان مىآوردند . آيا نشنيدى كتاب خداوند را « و نمير اهلنا » ؟
و وجه اشكال آن كه : ميره كه به معنى جلب طعام است ، از « مار يمير ميرا » و « امير » از « امر يأمر » است ، به معنى فرمان دهنده . پس بعضى گفتند : اين ، بر وجه قلب است و بعضى گفتند : امير ، فعل مضارع است بر صيغهء متكلّم و خود حضرت اين كلام را فرموده ، آنگاه مشتهر شد به آن ، چنان چه گفتهاند در « تأبّط شرّا » و وجه سوم گفتهاند : امراى دنيا امير شدهاند به جهت آن كه ايشان متكفّلند جلب طعام را براى خلق و آن چه محتاجند به آن در امور معاش خود به زعم خودشان .
امّا امير المؤمنين عليه السّلام پس امارت او به جهت امرى است بزرگتر از اين ، زيرا كه آن جناب براى ايشان جلب طعام روحانى مىكند كه سبب حيات ابديّه و قوّت روحانيّهء ايشان است با مشاركت امرا در ميرهء جسمانيه .
علّامه مجلسى رحمه اللّه « 3 » اين وجه را پسنديده و بهتر همان است كه در تفسير مهدى گفتيم به اين كه امارت ، از جانب خداوند نشود ؛ مگر بعد از تكميل و استعداد و رسيدن در مراتب علوم به درجهاى كه هر كس به هر چه محتاج باشد تواند به او تعليم نمايد . پس تا خود ، عالم راسخ عامل نشود ، بر مسند امارت الهيه نتواند نشيند . پس از هر كسى كه خبر دهد از اين مقام علمى ، او را توان گفت كه به مقام امارت رسيده و هر كه را امير خواند ناچار درجات علوم را طى نموده ، نه چون امارت مخلوق كه هر جاهل نادانى را امير كنند و شايد بتوان آن وجه سوم را به اين راجع نمود . « و اللّه العالم »
هامش
( 1 ) . معانى الاخبار ، ص 63 .
( 2 ) . علل الشرايع ، ج 8 ، ص 161 .
( 3 ) . بحار الانوار ، ج 37 ، ص 293 .