به منزلهء اسم علم شده و التفاتى در آن به ولد نيست .
مثل ابو الحسن اول و ابو الحسن دوم و اجزاى اعلام مركّبه ، دلالت بر جزء معنى نكنند ، مثل عبد شمس و ابى بكر و امثال آنها و بالجمله دست برداشتن از آن اخبار صحيحهء صريحهء مؤيّده به اجماع و شهرت و وجوه سابقه به جهت اين رقم اخبار ، خروج است از قانون استدلال و طريقهء فقها و در اين مقام ، بعضى مباحث علميه بود كه با كتاب فارسى مناسبت نداشت .
صد و سى و هفتم : منية الصابرين
در هدايه « 1 » از القاب شمرده شده .
صد و سى و هشتم : منتقم
در آنجا « 2 » و در مناقب قديمه از القاب شمرده و در خطبهء غديريهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است در اوصاف آن جناب : « الا انّه المنتقم من الظّالمين . »
در خبر طولانى مشهور جارود بن منذر است به روايت ابن عياش در مقتضب « 3 » كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود :
در آن شب كه مرا به آسمان بردند ، خداوند وحى نمود به من كه سؤال كنم از رسولانى كه پيش از من ، مبعوث شدند . پس گفتم : « بر چه مبعوث شديد ؟ »
گفتند : « بر نبوّت تو و ولايت على بن ابى طالب عليه السّلام و ائمّه عليهم السّلام كه از شما خواهند بود . »
آنگاه وحى نمود به من : « ملتفت شو از طرف راست عرش ! » پس ملتفت شدم و ديدم على و حسن و حسين و على بن الحسين و محمّد بن على و جعفر بن محمّد و موسى بن جعفر و على بن موسى و محمّد بن على و على بن محمّد و حسن بن على و مهدى را در
هامش
( 1 ) . الهداية الكبرى ، ص 328 .
( 2 ) . همان .
( 3 ) . مقتضب الاثر فى النص على الائمة الاثنى عشر ، ص 38 .