بر جعفر بن محمد عليه السّلام ، اينكه اوست قائم به امر محمّد بعد از او و شهادت مىدهم بر موسى بن جعفر عليه السّلام ، اينكه اوست قائم به امر جعفر و شهادت مىدهم بر على بن موسى كه اوست قائم به امر موسى بن جعفر و شهادت مىدهم بر محمّد بن على عليه السّلام ، اينكه اوست قائم به امر على بن موسى و شهادت مىدهم به على بن محمّد عليه السّلام ، اينكه اوست قائم به امر محمّد بن على و شهادت مىدهم بر حسن بن على عليه السّلام ، به اينكه اوست قائم به امر على بن محمّد و شهادت مىدهم بر مردى از اولاد حسن كه كنيه و نام برده نمىشود ، تا اينكه به امر خود قيام كند و ظاهر شود و زمين را پر از قسط و عدل كند ؛ چنان كه پر از ظلم و جور شده ، و السلام عليك يا امير المؤمنين و رحمة اللّه و بركاته .
پس آن مرد برخواست و روانه شد . پس امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : يا ابا محمّد ، برو [ و ] ببين به كجا مىرود . پس حضرت حسن عليه السّلام او را عقب رفته . برگرديد و فرمود : چون پاى خود در خارج مسجد نهاد ، ندانستم كجا رفت . پس برگرديدم و واقعه را به امير المؤمنين عليه السّلام عرض كردم .
فرمود : اى فرزند او را شناختى ؟ عرض كردم : خدا و رسول و امير المؤمنين داناترند .
فرمود : او خضر بود » « 1 » .
دليل چهارم ، نص خاتم انبيا جد بزرگوار او است .
و از آن حضرت در اين باب از طرق عامه و خاصه ، بر وجه عموم و خصوص ، اخبار زياده از حد و شمار است . مثل آنكه روايت كرده آنرا بخارى « 2 » و مسلم « 3 » و ترمذى « 4 » و نسائى « 5 » و ابن ماجه « 6 » و ابو داود سجستانى « 7 » در كتابهاى خود ، كه آنها را صحاح سته گويند . و روايت كرده آنرا مالك در موطأ « 8 » خود ،
هامش
( 1 ) . احتجاج طبرسى ، ج 2 ، ص 9 - 12 ، ح 148 .
( 2 ) . صحيح بخارى ، ج 7 ، ص 127 ، كتاب الاحكام ، باب استخلاف .
( 3 ) . صحيح مسلم ، ج 6 ، ص 3 و 4 ، كتاب الاماره ، باب الناس تبع لقريش و الخلافة من قريش .
( 4 ) . سنن ترمذى ، ج 4 ، ص 501 ، كتاب الفتن ، باب ما جاء فى الخلفاء .
( 5 ) . السنن الكبرى ، ج 5 ، كتاب المناقب ، باب 4 ، ح 12 و باب 9 ، ح 3 .
( 6 ) . سنن ابن ماجه ، ج 2 ، ص 530 ، كتاب الفتن ، باب خروج المهدى .
( 7 ) . سنن ابى داود ، ج 4 ، ص 106 ، كتاب الفتن و الملاحم ، كتاب المهدى .
( 8 ) . در موطأ مالك حديثى كه به صورت عموم در مورد اهل بيت عليهم السّلام يا خصوص امام دوازدهم باشد يافت نشد .