مثل روايت فضيل كه گفت : سؤال كردم از امام صادق عليه السّلام از قول خداى عز و جل كه فرمود :
« إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ »
. فرمود : هر امامى هادى قرنى باشد كه آن امام در آن قرن مىباشد « 1 » .
و مثل روايت بريد عجلى از ابو جعفر عليه السّلام كه فرمود : در معنى آيه كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله منذر است ، و از براى هر زمانى از ما هدايتكنندهاى باشد مردم را به آنچه او [ - رسول خدا ] از جانب خدا آورده . بعد از آن فرمود كه : هاديان بعد از رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله على عليه السّلام باشد پس [ از او ] اوصياء ، واحدا بعد واحد « 2 » .
و در روايت ابو بصير ، امام صادق عليه السّلام فرمود : منذر رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله باشد و هادى على عليه السّلام .
بعد از آن فرمود : يا ابا بصير ! آيا امروز هادى هست ؟ ابو بصير عرض كرد : فدايت شوم زايل نشود از شما هادى بعد از هادى تا آنكه به تو رسيد .
فرمود : خدا تو را رحمت كند اى ابو بصير ! اگر بودى كه آيهاى كه بر مردى نازل شد آن مرد كه بميرد آن آيه بميرد كتاب هم بايد بميرد ، لكن كتاب زنده باشد و جارى شود در حق كسانىكه باقى باشند ، چنان كه جارى شد در حق كسانى كه رفتند « 3 » .
و از جمله آيات آيهء شريفه
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ
« 4 » باشد . زيرا وجوب اطاعت اولو الامر وجود او را لازم دارد .
هكذا آيهء
فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ
« 5 » بنابر آنكه از اهل ذكر و اولو الامر ، ائمه عليهم السّلام مراد باشد ، الى غير ذلك از آياتى كه متكلمين در اين باب استدلال كردهاند و اين مختصر را ذكر آنها مناسب نيست .
پس از مجموع ادلهء اربعه ، وجوب وجود معصوم در هر عصرى از اعصار زمان تكليف تا روز قيامت ثابت گرديد .
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 1 ، ص 191 ، باب ان الائمة عليهم السّلام هم الهداة ، ح 1 .
( 2 ) . همان ، ح 2 .
( 3 ) . همان ، ح 3 .
( 4 ) . سورهء نساء ، آيهء 59 .
( 5 ) . سورهء نحل ، آيهء 43 .