Skip to main content

شرح معالم الأصول ( فارسى ) — Page 307

Contributors:

P.307
بوده باشد بدون قرينه وباقي مىماند حرف ما بر آنچه أو دعوا مىنمود از دلالت عرف بر قباحت تأخير قرينه غير ظاهر از حال خطاب مطلقا يعنى در هر خطابي كه مرا ازو خلاف ظاهر بوده باشد حتى در عام در حالتي كه استشهاد نموده بود بان وجوه ثلثه مذكوره آنجا كه فرموده بود كه دليل بر قباحت تأخير بيان اينست كه قبيح است كه حكمي از ما به ديكرى بكويد افعل كذا ومراد أو تهديد باشد يا بكويد اقتل زيدا ومراد أو ضرب شديد باشد يا بكويد رايت حمارا ومرادا ورجل بايد باشد بدون قرينه واين معاني واعتراض بر أو در اين دعواي وارد است باين طريق كه كفته مىشود كه قبول نداريم دلالت عرف را بر قباحت تأخير قرينه از وقت خطاب در هر لفظي كه مراد ازو خلاف ظاهر باشد بلى اين قباحت در غير محل نزاع يعنى در أمثلة ثلثه مذكوره موجود است ومجرد اشتراك محل نزاع يعنى لفظي كه در خلاف ظاهر مستعمل باشد با اين أمثلة ثلثه در مجاز بودن مقتضى اين نيست كه در جميع احكام مساوى باشند با يك ديكر زيراكه جايز است كه در احكام مختلف بوده باشند باعتبار تنجيز وعدم تنجيز يعنى چون اين سه مثال وقت حاجتي ندارند مؤخر از خطاب چنانكه دانسته خواهد شد پس باين اعتبار تأخير قرينه تجوز در اين‌ها قبيح است عرفا بخلاف محل نزاع كه أو را وقت حاجت مؤخر از وقت خطاب نيست پس عرفا تأخير بيان در أو قبيح نيست وامّا أمثلة ثلثه كه أو استشهاد أورده بود از براي قباحت تأخير بيان در محل نزاع پس انها دلالت برين مطلب ندارند أصلا زيراكه وقت حاجت در وجه أول يعنى افعل كذا در حالتي كه مراد ازو تهديد باشد مقارنست با وقت خطاب وان وقتي است كه مقصود متكلم بازايستادن مخاطبست در ان وقت از فعلى كه تهديد بر أو مطلوبست وچون وقت حاجت بعينه وقت خطابست واجبست اقتران بيان با خطاب وتأخير أو عرفا قبيح است وديكر آنكه حقيقت تهديد بحسب عرف حاصل نمىشود مكر با مقارنت قرينهء أو با لفظ پس قباحتى كه ناشى مىشود از تأخير قرينهء درين وجه باعتبار اينست كه تهديدى كه مقصود حصول اوست با تأخير قرينهء حاصل نمىشود وباعتبار مجرد تأخير قرينه نيست تا آنكه لازم آيد كه مجرد تأخير بيان در محل نزاع قبيح باشد ووجه ثاني يعنى اقتل زيدا با ارادهء ضرب شديد اكر فرض كنيم كه وقت حاجت يعنى وقت ضرب در أو مؤخر بوده باشد از وقت خطاب قبول نداريم قباحت تأخير قرينه أو را از وقت خطاب واكر فرض كنيم كه وقت حاجت مقارن خطاب بوده باشد قبول داريم قباحت تأخير قرينه را ليكن نفعي بسيّد رضى اللّه عنه ندارد چه چه أزين لازم نمىآيد كه در محل نزاع تأخير بيان قبيح باشد زيراكه وقت حاجت در أو مؤخر است از وقت خطاب