صحّت از جمله وجود دو شاهد عادل بوده است يا نه « 1 » .
بايد دانست كه بسيارى از عالمان اصول استصحاب را در مورد شك در مقتضى جارى نمىدانند ، از آن جملهاند . مرحوم شيخ انصارى و از متأخران ميرزاى نايينى و در مقابل عدّهاى ديگر مانند صاحب كفايه در مورد شك در مقتضى هم استصحاب را جارى دانستهاند « 2 » .
6 - حجيّت استصحاب از ديدگاه عالمان اصول
استصحاب را نخستين بار فقهاى شافعى مطرح كردهاند : اين نكته را شيخ طوسى در كتاب عدّة الاصول متذكر گرديده است « 3 » .
بنا به نوشته شيخ طوسى بيشتر متكلّمان و گروهى از پيروان ابو حنيفه آن را نپذيرفتهاند اما اكثر پيروان شافعى استصحاب را حجت دانستهاند . هرچند استصحاب از ابتكارات فقهاى شافعى است ولى بىترديد فقهاى اماميه در تكامل و شكوفايى تاريخى اين مبحث از اصول نقش بسيار مؤثّر و عمدهاى داشتهاند استصحاب در تمام ادوار گذشته يكى از گرمترين مباحث فقهاى شيعه بوده و در خصوص ردّ و قبول حجيّت آن استدلالهاى بىشمار و پربارى ارائه شده است .
از قدماى اماميّه ، شيخ مفيد و محقق صاحب شرايع به حجيّت استصحاب معتقد بودهاند در مقابل صاحب معالم صريحا استصحاب را نفى كرده است .
در زمان معاصر نيز با وجود آنكه كتب زيادى به نحو مستقل در خصوص
هامش
( 1 ) - شيخ انصارى ، فرائد الاصول ، ص 326 .
( 2 ) - نايينى ، ميرزا محمد حسين ، فوائد الاصول ، تقريرات ، مبحث استصحاب ، ج 4 ص 118 . آخوند خراسانى ، كفاية الاصول ، ص 390 و 387 .
( 3 ) - طوسى ، ابو جعفر محمد بن حسن ، عدّة الاصول ، ص 124 .