الف - استصحاب وجودى « 1 »
استصحاب وجودى هنگامى است كه وجود امرى در گذشته ثابت و بقاى آن در زمان لاحق مورد ترديد قرار گيرد . مثلا اگر برحسب دلايل ، دينى محقّق و ثابت باشد و سپس در بقا يا سقوط آن دين ترديد حاصل شود ، يا اينكه نسبت به حيات شخص در گذشته يقين وجود داشته ، سپس زنده بودن چنين شخصى مورد ترديد قرار گيرد .
ب - استصحاب عدمى « 2 »
استصحاب عدمى بر اين اصل ، متكى است كه هستى هر چيزى محتاج دليل است و در صورت ترديد بايد عدم سابق را باقى دانست ؛ به عبارت ديگر هر چيز حادثى مسبوق به عدم است . بنابراين در مقام ترديد ، براساس استصحاب عدمى ، بايد ادامه حالت سابق يعنى عدم ، استصحاب شود .
مثلا شوهرى مدّعى است كه نفقه زوجهاش را پرداخت كرده ليكن دليلى بر اثبات اين ادّعا ندارد . در اينجا بنا بر استصحاب عدمى ، پرداخت نشدن نفقه زوجه و مديون بودن زوج ، استصحاب مىشود .
استصحابهاى حكمى و موضوعى نيز به شرح زير مىباشد :
الف - استصحاب حكمى « 3 »
وقتى حكم قضيهاى كه قبلا قطعى و مسلم بوده مورد ترديد قرار گيرد ، استصحاب حكمى اجرا مىشود توضيح اينكه گاهى موضوع استصحاب عينا خود حكم است ؛ بدين ترتيب كه وجود حكمى در گذشته معلوم بوده سپس به هر علت ، بقاى چنين حكمى مورد ترديد قرار مىگيرد . در اينجا گاه حكم ، تكليفى است و گاهى وضعى ؛ حكم تكليفى مانند اينكه : پرداخت نفقه زوجه بر
هامش
( 1 و 2 ) - شيخ انصارى ، فرائد الاصول ، ص 322 .
( 3 ) - همان منبع ، ص 323 .