متضاد وضع كند .
تعارض و تزاحم در عدم امكان اجتماع حكمين ، مشتركاند ولى از جهات عديدهاى فرق دارند :
1 - در باب تعارض ، تنافى در مقام جعل و صدور حكم است اما در باب تزاحم تنافى در مقام فعليت و امتثال است .
2 - رابطه ميان متعارضان ، تكاذب است ؛ يعنى هريك ديگرى را تكذيب مىكند ، اما در تزاحم چنين نيست . دو حكم به علت عدم قدرت بر امتثال با يكديگر ناسازگارند .
3 - در باب تزاحم ، حاكم به ترجيح يا تخيير ، عقل است بر خلاف باب تعارض كه بنا بر طريقى بودن جعل امارات ، مقتضاى قاعده ، تساقط و بنا بر سببيت ، متعارضان ، متزاحمان هستند و حاكم به ترجيح يا تخيير ، شرع است . « 1 » پس تخيير يا تعيين به تعبّد شرعى است .
4 - ترجيح در باب تعارض به قوىتر بودن سند يا دلالت است و در باب تزاحم به امورى است كه ذكر مىشود : « 2 »
مرجّحات باب تزاحم
دانشمندان علم اصول ، مرجّحاتى براى باب تزاحم بيان نمودهاند كه بازگشت تمامى آنها به يك امر است و آن اينكه يكى از دو حكم ، در نظر شارع ، مهمتر از ديگرى باشد ؛ به عبارت ديگر بازگشت تمامى مرجّحات به « اقوى المناطين » بودن است و كارى به سند يا دلالت ندارد ، به خلاف باب تعارض كه كارى به ملاك و مناط حكم ندارد .
هامش
( 1 ) - خويى ، سيد ابو القاسم ، اجود التقريرات ، تقريرات نايينى ، ج 1 ص 271 .
( 2 ) - همان منبع ، ج 2 ، ص 3 - 502 .