بل هو فى الدلالة . . .
مصنّف با اين عبارت ، از مطالب قبل ترقّى كرده مىفرمايد :
نه تنها ادلّه برائت ، از ادلّه احتياط اظهرند ، بلكه دلالت اين ادلّه بر حليّت و اباحه ، نصّ است ، و امّا ادله احتياط نهايتا ظهور در وجوب احتياط دارند . « 1 »
بنابراين ادلّه برائت يا به جهت اظهريّت مقدّم مىشوند و يا به خاطر نصّ بودن ، و امّا ادلّه احتياط ، نهايتا ظهور دارند و معلوم است كه در دوران امر بين اظهر و ظاهر يا نصّ و ظاهر ، آنكه أظهر يا نصّ است ، مقدّم مىباشد .
جواب دوم ( مع انّ هناك . . . ) « 2 »
توضيح اين جواب ( كه در واقع ، جواب از استدلال به هر دو دسته از اخبار مىباشد ) به اين شرح است :
اوامرى كه بر توقّف و احتياط دلالت دارند ، مولوى نيستند ، بلكه ارشاد به حكم عقل مىباشند كه عبارتست از حسن احتياط ( يعنى عقل ، مستقلّ به حسن احتياط است و مىگويد احتياط در اين موارد ، حسن است )
حسن احتياط نيز بر دو قسم است :
1 - گاهى در حدّ لزوم است ، كه در نتيجه عقل حكم به وجوب احتياط مىكند . و اين در صورتى است كه احتمال عقوبت اخروى در مخالفت با تكليف مجهول بدهد . اين قسم از احتياط در دوگونه از شبهات وجود دارد :
الف - شبهات بدويّه قبل از فحص و يأس .
ب - شبهات مقرون به علم اجمالى .
مثلا در انائين كه علم اجمالى به خمريّت يكى از آنها داريم ولى آن را معيّنا نمىدانيم ، عقل حكم به لزوم احتياط و توقّف مىكند .
هامش
( 1 ) . مثل « كل شىء مطلق » نصّ در اباحه است ، امّا مثل « اخوك دينك فاحتط لدينك » چون امر است ، ظهور در وجوب دارد .
( 2 ) . اين عبارت كه جواب دوم مصنّف مىباشد ، همان است كه با عبارت « لو سلّم » در جواب اوّل ، به آن اشاره شد وعده داديم كه خواهد آمد .