اقرار كرده است . در اين مثال با اينكه بكر مقصود به عدم افهام بود ، شهادتش پذيرفته است . پس در مواردى كه شخص ، مقصود به افهام نمىباشد ( نه اينكه مقصود به عدم افهام باشد ) امر سادهتر است و صحّت شهادت او بدون ترديد مىباشد .
نتيجه : ظاهر خطابات ، براى همه ( مقصودين به افهام و غير مقصودين ) حجّت است و تفصيل محقّق قمى ، درست نيست .
[ تفصيل جماعتى از محدثين در حجيت ظواهر بين كتاب و سنت ]
قول سوم ( نظر اخبارىها )
اخبارىها تفصيل دادهاند بين ظواهر كتاب و ظواهر سنّت ، به اين صورت كه مىگويند :
خطابات كتاب ، براى كسانى كه مخاطب آن نيستند ، ظهور ندارند و اگر ظهور هم داشته باشند ، حجّيت ندارند . امّا ظواهر سنّت ، حجّت مىباشند .
[ دليلهاى محدثين و مناقشه در آنها ]
دليل اخبارىها
اخبارىها در استدلال به عدم حجّيت ظواهر كتاب ، به پنج وجه تمسّك كردهاند كه برخى از آنها اشاره به منع صغروى است ( خطابات كتاب ، ظهور ندارند ) و برخى اشاره به منع كبروى است ( خطابات كتاب ، اگر ظهور هم داشته باشند ، حجّيت ندارند ) .
وجه اوّل ( إمّا بدعوى اختصاص . . . )
فهم و درك قرآن و استفاده از متون قرآنى مخصوص مخاطبين آن ، يعنى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و أئمّه اطهار عليهم السّلام مىباشد و لذا خطابات قرآنى براى ما كه مخاطب آن نمىباشيم ، ظهور و حجّيتى ندارد .
اين وجه ، كه اشاره به منع صغروى است ، اصل ظهور را نفى مىكند ، به اين صورت كه خطابات قرآنى نسبت به ما ، اصلا ظهور ندارند و ما نمىتوانيم از كتاب ، چيزى دريافت كنيم . و در اينباره رواياتى در ردع ابو حنيفه و قتاده ، از فتواى به ظاهر قرآن ، وارد شده است .
وجه دوم ( أو بدعوى انّه لأجل . . . )
اين وجه نيز اشاره به منع صغروى است و اصل ظهور را نفى مىكند ، به اين بيان :