و فى تقريرات بحث شيخنا الاستاذ . . .
مصنّف در اين عبارت به جواب سوّم از استدلال مذكور ، اشاره مىكند كه از مرحوم شيخ انصارى در تقريراتشان نقل شده است .
جواب سوّم ( از شيخ انصارى )
مرحوم شيخ نيز بنا بر پذيرفتن مبناى مجازيّت ، از استدلال جواب داده و مىگويد :
درست است كه اگر مجاز ، متعدّد شد ، و قرينهء معيّنهاى وجود نداشت ، اجمال پيدا مىشود ، ولى اين در تمام موارد مجازات ، نمىباشد .
توضيح مطلب - معناى مجازى دو گونه است :
الف - معناى مجازى ، با معناى حقيقى ، مباين است و بين آنها سنخيّتى نيست .
مانند : « أسد » كه بين معناى حقيقى ( حيوان مفترس ) و معناى مجازىاش ( رجل شجاع ) تباين است ( اگرچه بين آنها مشابهتى در شجاعت ، وجود دارد ) .
ب - معناى مجازى با معناى حقيقى ، تباينى ندارد و معناى مجازى همان معناى حقيقى است و تفاوتشان فقط در اقلّ و اكثر است بهطورىكه معناى حقيقى ، اكثر و معناى مجازى ، اقلّ است . به بيان ديگر : معناى مجازى از سنخ معناى حقيقى است و فقط محدوده و دائرهاش كوچكتر و ضيقتر مىباشد .
شيخ مىفرمايد : اگر مجازات ، متعدّد باشد ، در جايى كه معناى مجازى ، مباين باشد ، هم قرينهء صارفه نياز است و هم قرينهء معيّنه .
امّا اگر معناى مجازى مباين نباشد ، نياز به قرينهء معيّنه نمىباشد ، زيرا در اين صورت مقتضى براى دلالت بر معناى مجازى ، موجود و مانع نيز مفقود است .
مثلا در « أكرم العلماء الّا الفسّاق منهم » ، چنانچه تعداد تمام علماء ، صد نفر و مقدار خاصّ ( علماى فاسق ) ده نفر باشد ، مقدار باقيمانده كه استعمال عامّ در آن ، مجازى است ، نود نفر مىباشد . و چون معناى مجازى ( نود نفر ) از سنخ معناى حقيقى ( صد نفر ) است و تفاوتشان تنها در اقلّ و اكثر است ، نياز به قرينهء معيّنه نمىباشد ( تا گفته شود چون
شرح كفاية الأصول — صفحة 56
مساهمون: الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني
ص٥٦