جواب اشكال ( فانّه يقال . . . )
اينكه مىگويند : « به مجرّد احتمال خلاف ، استدلال باطل مىشود » مربوط به مباحث عقلى و فلسفى است ، نه حجّيّت « ظهورات » كه عرفى و عقلايى است .
پس در مورد ظهورات اگر احتمال خلاف هم داده شود ، به آن اعتنا نمىشود و ضررى به حجّيّت ظهورات نمىرساند .
در مورد بحث چون مخصّص ، منفصل است ، عامّ ظهور در عموم پيدا مىكند و با استقرار در عموم ، حقيقت مىشود . و اگر هم احتمال داده شود كه اين عامّ در خصوص استعمال شده است ، چون اين احتمال در ظهورات ( كه از امور عرفيّه و عقلائيّه است ) مىباشد ، به آن اعتنا نمىشود و چنين احتمالى نزد عقلاء ، ملغى است .
و لذا گفته شده كه فرق بين نصّ و ظاهر اين است كه در نصّ ، احتمال خلاف وجود ندارد و در ظاهر ، اگرچه احتمال خلاف وجود دارد ، ولى به آن اعتنا نمىشود .
و الثابت من مزاحمته . . .
اين عبارت ، جواب از اشكال مقدّر است .
اشكال - خاصّ ، مزاحم عامّ است و با وجود آن نمىتوان ادّعا كرد كه عامّ در عمومش باقى است و ظهور در عموم دارد .
جواب اشكال - خاصّ منفصل تنها در حجّيّت ، مزاحم عامّ است نه در اصل ظهور آن . يعنى چون خاصّ ، منفصل است ، عموم عامّ منعقد مىشود ، و از طرفى چون خاصّ نسبت به عامّ ، نصّ يا أظهر است ، فقط از حجّيّت عامّ در عمومش جلوگيرى مىكند .
پس اگر مزاحمتى باشد ، تنها در حجّيّت عامّ است نه در اصل ظهور آن .
[ فرق بين مخصص متصل و منفصل ]
و بالجملة . . .
اين عبارت ، ناظر به فرق بين خاصّ متّصل و منفصل است ، به اين بيان :
در خاصّ متّصل ، ظهور عامّ در همان محدودهء خصوص ، منعقد است ولى در خاصّ منفصل ، ظهور عامّ در عموم ، باقى است ولى حجّيّت ندارد مگر در محدودهء خاصّ ، و لذا