أمر دوم : وضع
تعريف ، منشأ و اقسام وضع مصنّف در اين عبارت به سه مطلب اشاره دارد :
1 - تعريف وضع
وضع ، يك نحوه اختصاص و ارتباط خاصّى بين « لفظ » و « معنى » است .
2 - منشأ وضع
وضع ، منشأ و سببى دارد كه يكى از دو امر زير است :
الف : جعل : يعنى واضع ، يك لفظ را براى يك معنايى اختصاص داده است .
ب : كثرت استعمال : يعنى لفظ در معنايى زياد استعمال شود به گونهاى كه خودبخود سبب ايجاد اين ارتباط ويژه بين لفظ و معنا شده باشد .
نتيجه : وضع ، ذاتى نيست ، يعنى مثل ارتباط آتش و حرارت يا خورشيد و نور نمىباشد .
3 - اقسام وضع
مصنّف در اينجا به دو تقسيم اشاره دارد . در تقسيم اوّل چنين مىگويد : از منشأ وضع ، معلوم مىشود كه مىتوان وضع را به دو گونه تقسيم نمود :
1 - وضع تعيينى يا تخصيصى كه همان وضع جعلى از سوى واضع است .
2 - وضع تعيّنى يا تخصّصى كه در اثر كثرت استعمال ، حاصل مىشود .
ثمّ إنّ الملحوظ . . .
مصنّف در تقسيم دوّم وضع ، دو جهت را مورد ملاحظه قرار مىدهد :
1 - جهت ثبوت و امكان عقلى .
2 - جهت اثبات و امكان وقوعى .
مصنّف در متن مذكور ، به جهت اوّل ، نظر دارد و مىگويد :
وضع در عالم ثبوت و تصوّر ، يعنى از جهت امكان عقلى ، بر چهار قسم است :